سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١
رنگ مذهب و خدا به خود گرفت ، احساسات را بر ضد مذهب برانگیخت . در
همان کتاب مینویسد :
گرسیوس ( رجل سیاسی و تاریخ نویس هلندی که در زمان لوئی سیزدهم در
پاریس به سر میبرد و در سال ( ١٦٢٥م ) کتابی به اسم حق جنگ و صلح نوشته
است ) قبول ندارد که قدرت رؤسا فقط برای آسایش مرئوسین ایجاد شده است
، برای اثبات نظریه خود وضعیت غلامان را شاهد میآورد و نشان میدهد که
بندگان برای راحتی اربابان هستند نه اربابان برای راحتی بندگان . . .
هوبز نیز همین نظر را دارد ، به گفته این دو دانشمند ، نوع بشر از
گلههایی چند ، تشکیل شده که هر یک برای خود رئیسی دارند که آنها را برای
خورده شدن پرورش میدهند " [١] .
روسو که چنین حقی را حق زور ( حق = قوه ) میخواند به این استدلال چنین
پاسخ میدهد :
" میگویند تمام قدرتها از طرف خداوند است و تمام زورمندان را او
فرستاده است . ولی این دلیل نمیشود که برای رفع زورمندان اقدام نکنیم ،
تمام بیماریها از طرف خداست ولی این مانع نمیشود که از آوردن طبیب
[١] قرارداد اجتماعی ص ٣٧ - . ٣٨