سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣
این ارزیابی اینست که اصول و مبادی اجتماعی بر اصول و مبادی اخلاقی تقدم دارد ، آن یکی اصل است و این یکی فرع ، آن یکی تنه است و این یکی شاخه ، آن یکی رکن است و این یکی زینت و زیور . از نظر علی ( ع ) آن اصلی که میتواند تعادل اجتماع را حفظ کند و همه را راضی نگهدارد ، به پیکر اجتماع ، سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد عدالت است ، ظلم و جور و تبعیض قادر نیست حتی روح خود ستمگر و روح آن کسی که به نفع او ستمگری میشود راضی و آرام نگهدارد تا چه رسد به ستمدیدگان و پایمال شدگان ، عدالت بزرگراهی است عمومی که همه را میتواند در خود بگنجاند و بدون مشکلی عبور دهد ، اما ظلم و جور کوره راهی است که حتی فرد ستمگر را به مقصد نمیرساند . میدانیم که عثمان بن عفان قسمتی از اموال عمومی مسلمین را در دوره خلافتش تیول خویشاوندان و نزدیکانش قرار داد ، بعد از عثمان علی ( ع ) زمام امور را به دست گرفت . از آن حضرت خواستند که عطف به ما سبق نکند و کاری به گذشته نداشته باشد . کوشش خود را محدود کند به حوادثی که از این به بعد در زمان خلافت خودش پیش میآید ، اما او جواب میداد که : « الحق القدیم لا یبطله شیء » حق کهن به هیچ وجه باطل نمیشود . فرمود به خدا قسم اگر با آن اموال برای خود زن