سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
توجه داشت که یک جریان غیر طبیعی است ، مانند بدنی است که عضوی از آن
بدن بیمار است و سایر اعضاء موقتا برای اینکه آن عضو را نجات دهند
فعالیت خویش را متوجه اصلاح وضع او میکنند . از نظر اجتماعی چه بهتر که
اجتماع چنین اعضاء بیماریرا نداشته باشد تا توجه اعضاء اجتماع به جای
اینکه به طرف اصلاح و کمک به یک عضو خاص معطوف شود ، به سوی تکامل
عمومی اجتماع معطوف گردد .
دیگر اینکه :
« العدل سائس عام و الجود عارض خاص » .
عدالت قانونی است عام و مدیر و مدبری است کلی و شامل ، که همه
اجتماع را در بر میگیرد و بزرگراهی است که همه باید از آن بروند ، اما
جود و بخشش یک حالت استثنائی و غیر کلی است که نمیشود رویش حساب
کرد ، اساسا جود اگر جنبه قانونی و عمومی پیدا کند و کلیت یابد دیگر جود
نیست .
علی ( ع ) آنگاه نتیجه گرفت .
« فالعدل اشرفهما و افضلهما » [١] .
یعنی پس از میان عدالت وجود ، آنکه اشرف و افضل است عدالت است .
این گونه تفکر درباره انسان و مسائل انسانی نوعی خاص از اندیشه است
بر اساس ارزیابی خاصی ، ریشه این ارزیابی اهمیت و اصالت اجتماع است .
ریشه
[١] حکمت . ٤٣٧