سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
دیگر ، حکومت و زعامت را به عنوان یک پست و مقام دنیوی که اشباع
کننده حس جاه طلبی بشر است و به عنوان هدف و ایده آل زندگی سخت تحقیر
میکند و آنرا پشیزی نمیشمارد ، آنرا مانند سایر مظاهر مادی دنیا از
استخوان خوکی که در دست انسان خورده داری باشد بیمقدارتر میشمارد ، اما
همین حکومت و زعامت را در مسیر اصلی و واقعیتش یعنی به عنوان وسیلهای
برای اجراء عدالت و احقاق حق و خدمت به اجتماع فوق العاده مقدس
میشمارد و مانع دست یافتن حریف و رقیب فرصت طلب و استفاده جو میگردد
، از شمشیر زدن برای حفظ و نگهداریش از دستبرد چپاولگران دریغ نمیورزد .
ابن عباس در دوران خلافت علی ( ع ) بر آن حضرت وارد شد ، در حالی که
با دست خودش کفش کهنه خویش را پینه میزد ، از ابن عباس پرسید قیمت
این کفش چقدر است ؟ ابن عباس گفت هیچ ، امام فرمود ارزش همین کفش
کهنه در نظر من از حکومت و امارت بر شما بیشتر است ، مگر آنکه بوسیله
آن عدالتی را اجرا کنم ، حقی را به ذی حقی برسانم ، یا باطلی را از میان
بردارم [١] .
در خطبه ٢١٤ بحثی کلی در مورد حقوق میکند و میفرماید : حقوق همواره
طرفینی است ، میفرماید . از جمله حقوق الهی حقوقی است که برای مردم بر
مردم قرار داده است ، آنها را چنان وضع کرده که هر
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٣٣