برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨١ - ادامه سوره نساء
به همسر و فرزند و نقيصه جسمانيت و عوارض جسم بودن مبرّاست» (سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ).
به علاوه «او مالك آنچه در آسمانها و زمين است مىباشد، همگى مخلوق اويند و او خالق آنهاست، و مسيح نيز يكى از اين مخلوقات اوست» (لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ).
چگونه مىتوان يك حالت استثنايى براى وى قائل شد؟ آيا مملوك و مخلوق مىتواند فرزند مالك و خالق خود باشد؟ خداوند نه تنها خالق و مالك آنهاست بلكه مدبّر و حافظ و رازق و سرپرست آنها نيز مىباشد «و براى تدبير و سرپرستى آنها خداوند كافى است» (وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا).
اصولا خدايى كه ازلى و ابدى است، و سرپرستى همه موجودات را از ازل تا ابد بر عهده دارد چه نيازى به فرزند دارد، مگر او همانند ما است كه فرزندى براى جانشين بعد از مرگ خود بخواهد؟!
(آيه ١٧٢)
شأن نزول:
روايت شده كه: طايفهاى از مسيحيان نجران خدمت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و عرض كردند: چرا نسبت به پيشواى ما خرده مىگيرى؟
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: من چه عيبى بر او گذاشتم؟ گفتند: تو مىگويى او بنده خدا و پيامبر او بوده است. آيه نازل شد و به آنها پاسخ گفت.
تفسير:
مسيح بنده خدا بود- پيوند و ارتباط اين آيه با آيات گذشته كه در باره نفى الوهيت مسيح و ابطال مسأله تثليث بود آشكار است.
نخست با بيان ديگرى مسأله الوهيت مسيح را ابطال مىكند و مىگويد شما چگونه معتقد به الوهيت عيسى هستيد در حالى كه «نه مسيح استنكاف از عبوديت و بندگى پروردگار داشت و نه فرشتگان مقرب پروردگار استنكاف دارند» (لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ).
و مسلم است كسى كه خود عبادت كننده است معنى ندارد كه معبود باشد.
در حديثى مىخوانيم كه امام على بن موسى الرضا عليه السّلام براى محكوم ساختن مسيحيان منحرف كه مدعى الوهيت او بودند به «جاثليق» بزرگ مسيحيان فرمود: