برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - ادامه سوره نساء
سپس به چند نكته كه هر كدام در حكم دليلى بر ابطال تثليث و الوهيت مسيح است اشاره مىكند:
١- «عيسى فقط فرزند مريم بود» (إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ).
اين تعبير خاطرنشان مىسازد كه مسيح همچون ساير افراد انسان در رحم مادر قرار داشت و دوران جنينى را گذراند و همانند ساير افراد بشر متولد شد، شير خورد و در آغوش مادر پرورش يافت يعنى، تمام صفات بشرى در او بود، چگونه ممكن است چنين كسى كه مشمول و محكوم قوانين طبيعت و تغييرات جهان ماده است خداوندى ازلى و ابدى باشد.
٢- «عيسى فرستاده خدا بود» (رَسُولُ اللَّهِ)- اين موقعيت نيز تناسبى با الوهيت او ندارد.
٣- «عيسى كلمه خدا بود كه به مريم القا شد» (وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ).
اين تعبير به خاطر آن است كه اشاره به مخلوق بودن مسيح كند، همانطور كه «كلمات» مخلوق ما است، موجودات عالم آفرينش هم مخلوق خدا هستند.
٤- «عيسى روحى است كه از طرف خدا آفريده شد» (وَ رُوحٌ مِنْهُ).
اين تعبير كه در مورد آفرينش آدم و به يك معنى آفرينش تمام بشر نيز در قرآن آمده است اشاره به عظمت آن روحى است كه خدا آفريد و در وجود انسانها عموما و مسيح و پيامبران خصوصا قرار داد.
سپس قرآن به دنبال اين بيان مىگويد: «اكنون كه چنين است به خداى يگانه و پيامبران او ايمان بياوريد و نگوييد خدايان سهگانهاند و اگر از اين سخن بپرهيزيد، به سود شماست» (فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ).
بار ديگر تأكيد مىكند كه: «تنها خداوند معبود يگانه است» (إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ).
يعنى، شما قبول داريد كه در عين تثليث، خدا يگانه است در حالى كه اگر فرزندى داشته باشد شبيه او خواهد بود و با اين حال يگانگى معنى ندارد.
«چگونه ممكن است خداوند فرزندى داشته باشد در حالى كه او از نقيصه احتياج