برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - ٤- چرا صفات ديگر خدا در «بسم اللّه» نيامده است؟
اينكه مىگوئيم: انگيزه، به خاطر آن است كه هر انسانى به هنگامى كه نعمتى به او مىرسد فورا مىخواهد، بخشنده نعمت را بشناسد، و طبق فرمان فطرت به سپاسگزارى برخيزد و حق شكر او را ادا كند به همين جهت علماى علم كلام (عقائد) در نخستين بحث اين علم «وجوب شكر منعم» را كه يك فرمان فطرى و عقلى است به عنوان انگيزه خداشناسى، يادآور مىشوند.
و اينكه مىگوئيم: راهنماى ما در شناخت پروردگار نعمتهاى اوست، زيرا بهترين و جامعترين راه براى شناخت مبدء، مطالعه در اسرار آفرينش و رازهاى خلقت و مخصوصا وجود نعمتها در رابطه با زندگى انسانها است.
به اين دو دليل سوره فاتحة الكتاب با اين جمله شروع مىشود «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است» (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ).
«حمد» در لغت به معنى ستايش كردن در برابر كار يا صفت نيك اختيارى است.
١- هر انسانى كه سر چشمه خير و بركتى است و هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مىپاشد، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مىكند، و هر طبيبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مىنهد، ستايش آنها از ستايش خدا سر چشمه مىگيرد، چرا كه همه اين مواهب در اصل از ناحيه ذات پاك او است، و نيز اگر خورشيد نورافشانى مىكند، ابرها باران مىبارند، و زمين بركاتش را به ما تحويل مىدهد، همه از ناحيه او است.
٢- جالب اينكه «حمد» تنها در آغاز كار نيست، بلكه پايان كارها نيز چنانكه قرآن به ما تعليم مىدهد با حمد خواهد بود، در مورد بهشتيان مىخوانيم: «سخن آنها در بهشت نخست منزه شمردن خداوند از هر عيب و نقص و تحيت آنها سلام، و آخرين سخنشان الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ است». (يونس: ١٠) ٣- امّا كلمه «ربّ» در اصل به معنى مالك و صاحب چيزى است كه به تربيت و اصلاح آن مىپردازد.