برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٤ - فلسفه تحريم صيد در حال احرام
كوتاه سخن اين كه منظور حيواناتى بوده كه در واقع خدمات فراوان و مكررى به صاحبان خود از طريق «انتاج» مىكردند، و آنها هم در مقابل يك نوع احترام و آزادى بر اين حيوانات قائل مىشدند.
سپس مىفرمايد: «افراد كافر و بتپرست اينها را به خدا نسبت مىدادند و مىگفتند: قانون الهى است» (وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ).
«و اكثر آنها در اين باره كمترين فكر و انديشهاى نمىكردند و عقل خود را به كار نمىگرفتند» بلكه كوركورانه از ديگران تقليد مىنمودند (وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ).
(آيه ١٠٤)- در اين آيه اشاره به دليل و منطق آنها در اين تحريمهاى نابجا و بىمورد كرده، مىگويد: «هنگامى كه به آنها گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بياييد، آنها از اين كار سر باز زده، مىگويند همان رسوم و آداب نياكان ما، ما را بس است»! (وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا).
در حقيقت خلافكاريها و بتپرستيهاى آنها از يك نوع بتپرستى ديگر يعنى تسليم بدون قيد و شرط در برابر آداب و رسوم خرافى نياكان سر چشمه مىگرفت قرآن صريحا به آنها پاسخ مىگويد: كه «مگر نه اين است كه پدران آنها دانشى نداشتند و هدايت نيافته بودند» (أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ).
بنابراين، كار شما مصداق روشن تقليد «جاهل» از «جاهل» است كه در ميزان عقل و خرد بسيار ناپسند مىباشد؟
(آيه ١٠٥)- هر كس مسؤول كار خويش است! در آيه قبل سخن از تقليد كوركورانه مردم عصر جاهليت از نياكان گمراه، به ميان آمد و قرآن به آنها صريحا اخطار كرد كه چنين تقليدى، با عقل و منطق سازگار نيست، به دنبال اين موضوع طبعا اين سؤال در ذهن آنها مىآمد كه اگر ما حسابمان را از نياكانمان در اينگونه مسائل جدا كنيم، پس سرنوشت آنها چه خواهد شد، به علاوه اگر ما دست از چنان تقليدى برداريم سرنوشت بسيارى مردم كه تحت تأثير چنين تقاليدى هستند، چه مىشود، آيه شريفه در پاسخ اين گونه سؤالات مىگويد: «اى كسانى كه ايمان