برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٤ - ادامه سوره مائده
باره اين آيه ذكر شده است كه تقريبا با يكديگر شباهت دارند از جمله اين كه در «مسند احمد» و «سنن ابى داود» و «نسائى» و «ترمذى» چنين نقل شده است كه:
عمر (كه طبق تصريح تفسير فى ظلال جلد سوم، صفحه ٣٣، علاقه شديدى به نوشيدن شراب داشت) دعا مىكرد، و مىگفت: خدايا بيان روشنى در مورد خمر براى ما بفرما، هنگامى كه آيه ٢١٩، سوره بقره (يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ ...) نازل شد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آيه را براى او قرائت كرد ولى او باز به دعاى خود ادامه مىداد، و مىگفت: خدايا بيان روشنترى در اين زمينه بفرما، تا اين كه آيه ٤٣ سوره نساء (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى) نازل شد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را نيز بر او خواند، باز به دعاى خود ادامه مىداد! تا اين كه آيه مورد بحث كه صراحت فوق العادهاى در اين موضوع دارد، نازل گرديد، هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آيه را بر او خواند، گفت: انتهينا انتهينا! «از نوشيدن شراب خوددارى مىكنيم، خوددارى مىكنيم»!
تفسير:
حكم قطعى در باره شراب و مراحل تدريجى آن- همانطور كه در ذيل آيه ٤٣ سوره نساء اشاره كرديم، شرابخورى و ميگسارى در زمان جاهليت و قبل از ظهور اسلام فوق العاده رواج داشت و به صورت يك بلاى عمومى درآمده بود، تا آنجا كه بعضى از مورّخان مىگويند عشق عرب جاهلى در سه چيز خلاصه مىشد: شعر و شراب و جنگ! روشن است كه اگر اسلام مىخواست بدون رعايت اصول روانى و اجتماعى با اين بلاى بزرگ عمومى به مبارزه برخيزد ممكن نبود، و لذا از روش تحريم تدريجى و آماده ساختن افكار و اذهان براى ريشهكن كردن ميگسارى كه به صورت يك عادت ثانوى در رگ و پوست آنها نفوذ كرده بود، استفاده كرد، به اين ترتيب كه نخست در بعضى از سورههاى مكّى اشاراتى به زشتى اين كار نمود، ولى عادت زشت شرابخوارى از آن ريشهدارتر بود، كه با اين اشارهها ريشهكن شود، لذا هنگامى كه مسلمانان به مدينه منتقل شدند و نخستين حكومت اسلامى تشكيل شد، دومين دستور- آيه ٢١٩، سوره بقره- در زمينه منع شرابخوارى به صورت قاطعترى نازل