نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١
١ / ٢
اهتمام اولياى خدا به دعا
قرآن
«راستى كه ابراهيم ، دعاكننده اى [١] بردبار بود» .
«و زكريا را [ياد كن] آن گاه كه پروردگارش را خواند كه : پروردگارا ! مرا تنها مگذار و [هرچند ]تو خود ، بهترينِ وارثانى . پس [دعاى] او را اجابت كرديم و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [و آماده حمل] كرديم ؛ زيرا آنان در كارهاى نيك ، شتاب مى ورزيدند و ما را از روى اميد و بيم مى خواندند و در برابر ما خاكسار بودند» .
«پهلوهايشان ، از بسترها دور مى شود و پروردگارشان را با ترس و طمع مى خوانند و از آنچه روزى شان كرده ايم ، انفاق مى كنند . هيچ كس نمى داند چه مايه شادى هايى به پاداش آنچه انجام مى دادند ، برايشان پنهان شده است» .
«و با كسانى كه پروردگارشان را بام و شام مى خوانند و خشنودى او را مى خواهند ، شكيب پيشه كن و براى زيور زندگى دنيا ، دو ديده ات را از آنان برمگير و از آن كس كه دلش را از يادِمان غافل گردانيده ايم و از هوسش پيروى كرده و كارش بر زياده روى است ، اطاعت مكن» .
«و كسانى را كه پروردگار خود را در بام و شام مى خوانند و خشنودى او را مى خواهند ، مَران . از حساب آنان ، چيزى بر عهده تو نيست و از حساب تو نيز چيزى بر عهده آنان نيست تا ايشان را برانى و از ستمكاران باشى» .
حديث
١٦.الزهد ، ابن المبارك ـ به نقل از عبد اللّه بن شدّاد ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا! اَوّاه به چه معناست؟ فرمود : «اَوّاه ، يعنى كسى كه خاكسار و بسيار اهل دعا و زارى است» . سپس اين آيه را خواند : «راستى كه ابراهيم ، اَوّاه و بردبار بود» .
[١] اَوّاه ، يعنى كسى كه بسيار آه و زارى كند ، دلسوز و مهربان ؛ امّا با توجّه به احاديثى كه در تفسير اين واژه آمده است ، آن را دعاكننده ترجمه كرديم (م) .