نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧
١٩٦.فلاح السائل ـ به نقل از حسين بن سعيد ـ: حلبى به امام صادق عليه السلام گفت : كنيزى دارم كه مورد علاقه من است و از او براى من ، تقريبا فرزندى نمانده است و تنها يك پسر از وى دارم كه شب ها گريه و بى تابى مى كند و مى ترسم كه او نيز زنده نماند. امام صادق عليه السلام فرمود : «چرا دعا نمى كنى؟ آخرِ شب برخيز و وضوى كاملى بگير و دو ركعت نماز بگزار و خدا را بستاى و تا او را نستوده اى ، از او درخواست مكن» . امام عليه السلام چندين بار اين جمله را بازگفت و او را به ستودنِ خدا توصيه كرد [و افزود :] «و چون از ستايش پروردگارت فراغت يافتى ، بر پيامبرت درود فرست و آن گاه از او بخواه ، كه عطايت مى كند. مگر نشنيده اى كه پيامبر خدا بر مردى وارد شد كه نماز مى خواند و چون نمازش را تمام كرد ، شروع به درخواستِ حاجت خود از پروردگارش نمود و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين بنده ، زود از پروردگارش تقاضا كرد و مرد ديگرى را ديد كه نماز مى خواند و چون نمازش را به پايان بُرد ، پروردگارش را ستود و پس از ستايش پروردگارش بر پيامبر او درود فرستاد و پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : بخواه كه به تو داده مى شود ؛ بخواه كه به تو داده شود ؟».
١٩٧.امام كاظم عليه السلام : هركس پيش از ستايش خداوند و درود فرستادن بر پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كند ، همچون كسى است كه با كمانِ بى زه ، تير مى اندازد.
١٩٨.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از رجاء بن ابى ضحّاك ـ: امام رضا عليه السلام دعايش را با درود فرستادن بر محمد و خاندان او مى آغازيد و در نماز و غير نماز ، درود بسيار مى فرستاد.
ر . ك : نهج الذكر : بخش دهم / درود فرستادن بر محمّد و خاندان محمد .