نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧١٩
١٢ / ٧
مستجاب شدن دعاى زنى كه فرزندش مرده بود
١٠٨٥.الكافى ـ به نقل از جميل ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم كه زنى وارد شد و گفت : فرزندش مرده و روى او ملافه انداخته است . امام عليه السلام به او فرمود : «شايد نمرده باشد . برخيز و به خانه ات برو و غسل كن و دو ركعت نماز بخوان و دعا كن و بگو : اى كسى كه او را در حالى كه وجود نداشت، به من بخشيدى ، او را دوباره به من ببخش . آن گاه تكانش بده و اين موضوع را به هيچ كس نگو» . زن گفت : من به دستور امام عليه السلام عمل كردم و فرزندم را تكان دادم ، ناگاه صداى گريه اش بلند شد .
١٢ / ٨
مستجاب شدن دعاى اُمّ سلمه ، خواهر امام صادق
١٠٨٦.الكافى ـ به نقل از اسماعيل بن ارقط ، پسر اُمّ سلمه (خواه: در ماه رمضان ، سخت بيمار گشتم ، چنان كه به حال مرگ افتادم . بنى هاشم ـ كه فكر مى كردند مردنى هستم ـ شبانه براى بردن جنازه ام جمع شدند . و مادرم نيز برايم شيون مى كرد . دايى ام ابو عبداللّه (امام صادق) عليه السلام به او گفت : «به بام خانه برو و زير آسمان ، دو ركعت نماز بخوان و سلام كه دادى ، بگو : بار خدايا! تو او را كه وجود نداشت ، به من بخشيدى . بار خدايا! از تو مى خواهم كه دوباره او را به من ببخشى . پس مجدّدا به من عاريه اش ده» . مادرم چنين كرد و من حالم خوب شد و نشستم . سحرى هَليم آوردند و خوردند و من هم با آنها سحرى كردم .