نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧
٢١١.تفسير القمى ـ به نقل از شعيب عقرقوفى ـامام صادق عليه السلام فرمود : «جبرئيل عليه السلام نزد يوسف عليه السلام آمد و گفت : اى يوسف! خداوندگارِ جهانيان ، به تو سلام مى رساند و مى فرمايد : «چه كسى تو را در زيباترين شكل ، آفريده است؟». يوسف ، بانگى زد و گونه اش را بر خاك نهاد و گفت : تو اى پروردگار من! جبرئيل به او گفت : و خدا به تو مى فرمايد : «چه كسى تو را محبوبِ پدرت ساخت ، نه برادرانت را؟». باز يوسف ، بانگى زد و گونه اش را بر خاك نهاد و گفت : تو اى پروردگار من ! جبرئيل گفت : و به تو مى فرمايد : «چه كسى تو را از چاهى كه در آن افكنده شدى و ديگر اميدى به زنده ماندن نداشتى ، بيرون آورد؟». يوسف ، دگر باره بانگى زد و گونه بر خاك نهاد و گفت : تو اى پروردگار من! جبرئيل گفت : پروردگارت براى تو ، به جرم كمك خواهى ات از غير او ، كيفرى قرار داده است . پس چند سالى در زندان ماندى. چون آن مدّت گذشت و خداوند به او اجازه داد كه براى آزادى اش دعا كند ، يوسف ، گونه اش را بر خاك نهاد و گفت : بار خدايا! اگر گناهانم ، مرا نزد تو بى آبرو كرده است ، به آبروى پدران نيكم : ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب ، به درگاه تو روى آورده ام . پس خداوند ، او را از بند رَهانيد. عقرقوفى مى گويد : كه گفتم : فدايت شوم ! آيا ما نيز به اين دعا ، دعا كنيم؟ فرمود : «به مانندِ آن ، دعا كن : «بار خدايا! اگر گناهانم ، مرا نزد تو بى آبرو كرده است ، به آبروى پيامبرت محمّد ، پيامبرِ رحمت ، و على و فاطمه و حسن و حسين و (ديگر) امامان ، به درگاه تو روى آورده ام » .
٢١٢.الكافى ـ به نقل از سماعه ـ: امام كاظم عليه السلام به من فرمود : «اى سماعه! هر گاه به درگاه خداوند عز و جل حاجتى داشتى ، بگو : بار خدايا! به حقّ محمّد و على ، از تو درخواست مى كنم ؛ زيرا آن دو را نزد تو ، مقام و منزلتى بزرگ است . پس به حقّ آن مقام و آن منزلت ، از تو درخواست مى كنم كه بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرستى و فلان و بهمان حاجتم را برآورى ؛ زيرا در روز رستاخيز ، هيچ فرشته مقرّب و پيامبرِ مُرسل و مؤمن مخلصى نباشد ، مگر اين كه به آن دو نيازمند باشد».