الأسس الحديثية و الرجالية عند العلامة الشيخ محمد تقي المجلسي - محمدرضا جدیدی نژاد ؛ عبدالهادی مسعودی - الصفحة ٢٧٣
كه گذشت ، دلالتى بر اين دارد ، و نزد متأخّرين ، اين خبر حجّت است ، مگر آن كه معارضى داشته باشد . دويم خبر حَسَن است ، و آن ، خبرى است كه رجال سند همه ايشان را مدح نموده باشند بدون توثيق يا بعضى را مدح كرده باشند و باقى را توثيق ، همين كه يك ممدوح بدون توثيق در سند هست ، حديث را «حسن» مى گويند ، هر چند مابقى ثقه باشند . سيّم موثّق ، و گاهى قوى نيز مى گويند ، و آن ، خبرى است كه همه را توثيق كرده باشند و همه يا يكى از ايشان ، بد مذهب باشد به آن كه سنّى يا زيدى يا فَطَحى يا واقفى يا كيسانى باشند . چهارم خبرى است كه يك ممدوح داشته باشد يا بيشتر و يك موثّق بد مذهب داشته باشد يا بيشتر ، و اين قسم خبر ، نامى ندارد ، وليكن در ميان اصحاب ، خلاف است كه حَسَن بهتر است يا موثّق . جمعى كه حسن را بهتر مى دانند ، اين خبر را «موثّق» مى بايد بنامند و اگر موثّق را بهتر مى دانند ، مى بايد كه اين را «حسن» بنامند ، چون حديث ، تابع اخسّ رجال است ، چنان كه در منطق ، نتيجه ، تابع اخسّ مقدّمتين است . پنجم ضعيف است ، و آن ، خبرى است كه يكى از آن چهار خبر نباشد به آن كه يكى از راويان ، خبر را قدح نموده باشند به فسق ، يا مجهول الحال باشد ، يا مرسل باشد به آن كه در ميان ، شخصى را انداخته باشند يا گفته باشند : «عن رجل» يا «عمّن حدّثه» يا «عمّن رواه» ، يا مرفوع باشد به آن كه راوى گفته باشد : «رفعه عن الصادق ـ صلوات اللّه عليه ـ » يعنى به حضرت رسانيد و رجال سند را گفت و در خاطر من نيست كه آنها كيستند ، يا راوى بگويد كه : «قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله » و يقين دانيم كه راوى ، حضرت را نديده است . و امّا اين فقير، فرقى مى كند در ميان اين اخبار به آن كه هر چه در آن فاسقى باشد،