الأسس الحديثية و الرجالية عند العلامة الشيخ محمد تقي المجلسي - محمدرضا جدیدی نژاد ؛ عبدالهادی مسعودی - الصفحة ٢٧١
آن مطّلع نبوده باشد ، مردى ثقه از جانب او بيايد و كتابتى سر به مهر بياورد و چون كتابت را باز كند ، جميع آنچه با او گفته باشد ، در كتابت نوشته و خطّ و مُهر او را شناسد . بسيار است كه از امثال اين خبر با اين قرائن علم حاصل مى شود . و از اين باب است هر گاه شخصى از جانب پادشاهى به حكومت ولايتى رود و حكم پادشاه را داشته باشد با خلعت پادشاه ، هيچ كس شك نمى كند كه اين شخص از جانب پادشاه آمده است . و از اين باب است آن كه در احاديث سابقه گذشت كه همين كه دانيد كه كتاب از شيخ است ، به آن عمل مى توان كرد . و از اين باب است كتبى كه در اين اوقات ظاهر مى شود از كتب قدماى شيعه (مثل كتب ابن بابويه قمى) كسى را كه مربوط باشد به سخنان او و كتب او ، خصوصاً هر گاه كتابى مندرس از قم بياورند كه تاريخ كتابتش تاريخ زمان او يا قريب به زمان او باشد ، مثل كتاب امالى كذايى با خطوط جمعى از علما و مثل كتاب معانى الأخبار صدوق . مجملاً بسيار است كه از قرائن علم به هم مى رسد و ظاهراً به اين خبر نيز عمل واجب باشد ، چنان كه اكثر علما به آن قائل اند . سيم خبر واحد است ، و آن خبرى است كه علم از آن حاصل نشود ، خواه خبردهنده به آن يكى باشد يا هزار كس ، و اگر سه كس يا بيشتر خبرى را نقل كنند و از آن خبر ، ظنّى متآخم علم و قريب به آن حاصل گردد ، اين خبر را مستفيض مى گويند ، و از افراد خبر واحد است ، و جمعى كه خبر واحد را حجّت نمى دانند ، بعضى از ايشان اين نوع را حجّت مى دانند و غير اين را حجّت نمى دانند ، و جمعى همه را حجّت نمى دانند به آيات و اخبارى كه نهى نموده اند از متابعت غير علم و از متابعت ظن . و اظهر آن است كه عمل به خبر واحد مى توان كرد ، چون مدار اصحاب ائمه