پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣ - ٥/ ٦ سخنى جامع درباره ويژگى هاى ايشان
٢١١. السنن الكبرى به نقل از ابو امامه، سهل بن حنيف انصارى، از يكى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله: پيامبر خدا مسلمانان مسكين و ضعيف را كه بيمار بودند، عيادت مىفرمود و جنازهشان را تشييع مىكرد و هيچ كس جز او، بر آنها نماز نمىخواند. زنى درمانده از اهالىِ عوالى، بيمارىاش طولانى شد و پيامبر خدا از همسايگانى كه به ديدار او مىرفتند، حال آن زن را جويا مىشد و به آنان فرمان داد كه اگر آن زن از دنيا رفت، به خاكش نسپرند تا اينكه خود ايشان بر او نماز بگزارد. شبى، آن زن درگذشت و او را با جنازهها [يا گفت: به مكان جنازهها] به مسجد پيامبر خدا آوردند تا پيامبر صلى الله عليه و آله آن گونه كه از ايشان خواسته بود بر او نماز بگزارد؛ امّا ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله پس از نماز عشا خوابيده است و خوش نداشتند كه پيامبر را از خواب بيدار كنند. لذا خود، بر او نماز گزاردند و او را بردند. چون صبح شد، پيامبر صلى الله عليه و آله از همسايگان آن زن كه نزد پيامبر بودند، حال آن زن را جويا شد و آنها خبر مرگ او را به پيامبر صلى الله عليه و آله دادند و گفتند كه نخواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را براى او بيدار كنند. پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها فرمود: «چرا چنين كرديد؟ راه بيفتيد».
آنها با پيامبر صلى الله عليه و آله به راه افتادند تا به گور او رسيدند و چنانكه براى نماز ميّت مىايستند، پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله به صف ايستادند و پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن زن نماز گزارد.
٢١٢. حلية الأولياء به نقل از ا نَس: پيامبر خدا مهربانترين فرد با مردم بود. به خدا سوگند، ابايى نداشت كه در بامدادى سرد، براى بردهاى يا كنيزى يا كودكى، آب بياورد تا آن
شخص دست و رويش را بشويد. هيچ طالبى، از او چيزى طلب نكرد، مگر اينكه به سخنان او گوش مىداد و از نزد وى نمىرفت، تا آنكه او پيامبر را ترك كند. هيچ كس دست به طرف پيامبر صلى الله عليه و آله دراز نمىكرد، مگر آنكه آن را مىگرفت و دستش را از دست او نمىكشيد تا وقتى كه وى دستش را [عقب] بكشد.