پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٩ - م خشمگين نشدن براى خويش
١٥٥. الطبقات الكبرى به نقل از يزيد بن قُسيط: مقدارى حريره بادام براى پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند و آن را در برابر ايشان نهادند. پيامبر خدا فرمود: «اين چيست؟».
عرض كردند: حريره بادام.
فرمود: «آن را از جلو من برداريد. اين، نوشيدنىِ نازپروردگان (اشراف) است».
١٥٦. الطبقات الكبرى به نقل از ابو صخر: براى پيامبر صلى الله عليه و آله حريره بادام آوردند. ايشان فرمود: «آن را ببريد. اين، نوشيدنىِ نازپروردگان است».
م خشمگين نشدن براى خويش
١٥٧. امام على عليه السلام در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله: براى ستمى كه بر خودش مىرفت، انتقام نمىگرفت، مگر آن گاه كه حرمتهاى خداوند هتك مىشد. در اين هنگام، براى خداىتبارك و تعالى خشم مىگرفت.
١٥٨. امام حسن عليه السلام: از دايى خود، هند بن ابىهاله[١] تميمى كه وصف شناس بود درباره اوصاف پيامبر خدا پرسيدم، گفت: ... دنيا و امور مربوط به آن، او را به خشم نمىآورْد و هرگاه حق، مورد بىحرمتى قرار مىگرفت، ملاحظه احدى را نمىكرد، و هيچ چيز جلو خشم او را نمىگرفت تا اين كه انتقام حق را مىگرفت. هرگز به خاطر خودش، خشمگين نمىشد و از كسى انتقام نمىگرفت.
١٥٩. امام صادق عليه السلام: در جنگ احُد، مسلمانان از اطراف پيامبر خدا پراكنده شدند و پيامبر به شدّت خشمگين شد.
ايشان وقتى به خشم مىآمد، قطرات عرق مانند دانههاى مرواريد، از پيشانىاش مىچكيد.
[١] هند، فرزند خديجه عليها السلام از ابو هاله بود كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رشد يافت و در جنگ بدر( و به قولى، در جنگ احد) شركت كرد. وى در بيان اوصاف جسمى و اخلاقى و اعمال و رفتار پيامبر خدا، بسيار مهارت داشت.