پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١ - حديث
«و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم، مگر براى اين كه آنچه را در آن اختلاف كردهاند، براى آنان توضيح دهى، و [آن] براى مردمى كه ايمان مىآورند، رهنمود و رحمتى است».
حديث
٣٧. امام على عليه السلام: بنگريد به نعمتهايى كه خداوند عطايشان فرمود؛ آن گاه كه پيامبرى به سوى آنان فرستاد و فرمان بردارى ايشان را به آيين خود پيوند داد و ايشان را بر گرد دعوت خويش، همدل و هم داستان ساخت؛ [بنگريد كه] چگونه اين نعمت، بال كرامت خويش را بر سرِ آنان گسترْد و نهرهاى نعمتهايش را برايشان روان ساخت و اين آيين، با فوايد و حاصلهاى بركت خويش، آنان را در بر گرفت و در نعمت آن غرق شدند!
٢/ ٤ آزادى
قرآن
«و از [دوشِ] آنان، قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است، بر مىدارد».
«و در حقيقت، در ميانهر امّتى فرستادهاى بر انگيختيم كه [بگويد:] «خدا را بپرستيد و از طاغوت [فريبگر] بپرهيزيد». پس، از ميان ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده، و از ميان ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است. بنا بر اين، در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيبكنندگان چگونه بوده است».
«و [لى] آنان كه خود را از طاغوت بهدور مىدارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشتهاند، آنان را مژده باد! پس بشارت ده به آن بندگانِ من».
حديث
٣٨. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در نامه خود به مردم نجران: به نام خداى ابراهيم و اسحاق
و يعقوب، از محمّد فرستاده خدا، به اسقف نجران و مردم نجران؛ اگر اسلام آوريد، هم صدا باشما اللّه، همان خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب را سپاس و ستايش مىگويم. امّا بعد، من شما را از بندگىِ بندگان، به بندگىِ خدا فرا مىخوانم و از ولايت بندگان به ولايت خدا، دعوتتان مىكنم.