پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - ز نزديك كردن دل ها
١٩١. السيرة النبوية، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق: هرگاه اميه بن خلف بن وَهْب بن حذافة بن جمح، وقتى پيامبر را مىديد، ايشان را به سخره و ريشخند مىگرفت. پس خداوند دربارهاش فرو فرستاد: «واى بر هر بدگوىِ عيبجويى، كه مالى گرد آورْد و بر شمرْدش. پندارد كه مالش او را جاويد كرده است؛ ولى نه! قطعا در آتشِ خردكننده، فرو افكنده خواهد شد. و تو چه دانى كه آتشِ خردكننده چيست؟ آتشِ افروخته خدا [يى] است. آتشى كه به دلها مىرسد. در ستونهايى دراز، آنان را در ميان فرا مىگيرد».
به گفته ابن هشام، «هُمَزَه» به معناى كسى است كه آشكارا از كسى بدگويى كند و براى [تحقير] او چشمك بزند و علامت بدهد.
ز نزديك كردن دلها
١٩٢. فتح البارى به نقل از ابو سالم، از ابو ذر: پيامبر خدا به من فرمود: «جُعَيل را چگونه مىبينى؟».
گفتم: مانند ديگر مردمِ همتاى خويش است؛ يعنى مهاجران.
فرمود: «فلانى را چگونه مىبينى؟».
گفتم: بزرگى از بزرگان مردم است.
فرمود: «جُعيل، از يك دنيا همانند او، بهتر است!».
گفتم: اين فلان، چنين وضعى [در نظر شما] دارد و شما با او چنان [با سخاوت و احترام] رفتار مىكنيد؟!
فرمود: «او رئيس قوم خود است و من از طريق [دلجويىِ] او، از قومش دلجويى مىكنم».