پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦ - ٢ معجزه گفتارى
سخنى درباره گواهى دادن خدا بر نبوّت انبيا
گواهى دادن خداى متعال به نبوّت انبيا به دو طريق، قابل تصوّر است: گفتارى و رفتارى.
[گواهى گفتارى]
گواهى گفتارىبه دو شكل مىتواند باشد:
١. وحى و الهام.
خداوند متعال مىتواند پيامبر بودن يك نفر را براى مردم اعلام كند و به واسطه وحى و الهام بر نبوّت او گواهى دهد. منتها كمك گرفتن از اين طريقه، زمانى ميسّر است كه استعداد دريافت وحى و الهام در مردم فراهم باشد.
به عبارت ديگر، اشكال از طرف فرستنده نيست؛ بلكه از جانب گيرنده است؛ زيرا هرگاه گيرنده (يعنى مردم) توانايى دريافت كلام خدا را داشته باشند، امكان دارد كه خداوند متعال، حقانيت نبوّت پيامبرش را مستقيماً به آنان ابلاغ كند.
از قرآن كريم استفاده مىشود كه خداوند متعال، اين روش را درباره نبوّت بعضى پيامبران به كار برده است. از جمله نسبت به نبوّت عيسى عليه السلام با حواريان، آن جا كه مىفرمايد: «وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ؛ و آنگاه كه به حواريان وحى كردم كه به من و فرستاده من، ايمان بياوريد و آنان گفتند: ايمان آورديم و تو گواه باش كه ما تسليم شدگانيم».[١]
٢. معجزه گفتارى.
طريقه اوّل (يعنى وحى و الهام) اختصاص به كسانى دارد كه حجابهاى معرفت قلبى را دريده باشند و امكان ارتباط قلبى با مبدأ، به قصد رسيدن به حقايق معرفت، برايشان فراهم باشد.
امّا طريقه دوم، يك راه عمومى و همگانى است؛ يعنى، عموم مردم كه توانايى
[١] مائده: آيه ١١١.