پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٧ - جوانى هجده ساله، فرمانده نبرد با روميان
جوانى هجده ساله، فرمانده نبرد با روميان
١٦٧. پيامبر خدا، در روزهاى آخر زندگى خود، مسلمانان را براى جنگ با كشور نيرومند روم، بسيج كرد. تمام افسران ارشد، فرماندهان سپاه اسلام، و بزرگان مهاجران و انصار، در اين لشكر عظيم، گِرد آمده بودند. براى فرماندهى چنين سپاهى، بىترديد، بايد لايقترين افسران انتخاب مىشد. پيامبر اسلام، اسامة بن زيد را كه جوانى هجده ساله بود، طلبيد و فرماندهى لشكر را به او واگذار كرد. اين اقدام پيامبر صلى الله عليه و آله، براى بسيارى از اصحاب بزرگ او، خصوصاً در شرايط سياسى آن روزها، قابل قبول نبود و لذا زبان به اعتراض گشودند كه: اين جوان را بر مهاجران سابقه دار مىگمارد! پيامبر خدا، در حالى كه از اين سخن به خشم آمده بود، بَر فراز منبر قرار گرفت و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود:
همانا مردم به فرماندهى اسامه، زخمِزبان زدند. آنان، پيش از اين نيز نسبت به فرماندهى پدر اسامه، چنين كرده بودند، در حالى كه آن دو، شايسته فرماندهى بودند و اسامه، از دوست داشتنىترين فرماندهان (/ خاندانها)[١] در نزد من است. شما را نسبت به اسامه، به نيكى سفارش مىكنم.
[١]« فرماندهان(/ خاندانها)»، ترجمه واژه« آل» در متن عربى است و اين واژه، اسم است و تمييز براى« أحَبّ»، و در تمام نسخههاى چاپى تحقيق شده الطبقات الكبرى نيز به همين گونه( آلًا) ضبط شده است؛ ليكن برخى احتمال مىدهند كه اين كلمه، حرف تنبيه« ألا» باشد كه بر سر فعل« فاوصيكم» آمده است. بدين ترتيب، ترجمه چنين خواهد شد:« ... و اسامه، از دوست داشتنىترينِ مردمان در نزد من است. آگاه باشيد كه شما را ...».