پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١ - حديث
١٠٦. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ به سؤال مردى يهودى از علّت نامگذارى ايشان به محمّد، احمد، ابو القاسم، بشير، نذير و داعى: امّا محمّد، از آن روست كه من در زمين، ستودهام. امّا احمد، از آن روست كه من در آسمان، ستودهام. امّا ابو القاسم، از آن روست كه خداوند عز و جل در روز قيامت، قسمت آتش را جدا مىكند و هر كه (از اوّلين و آخرينِ انسانها) به من كافر شده باشد، جايش در آتش است، و قسمت بهشت را جدا مىسازد و هر كه به من ايمان آورده و به نبوّت من اقرار كرده باشد، جايش در بهشت است. امّا داعى، از آن روست كه من مردم را به دين پروردگارم عز و جل دعوت مىكنم. امّا نذير، از آن روست كه هر كس نافرمانىام كند، او را به آتشْ بيم مىدهم، و امّا بشير، از آن روست كه هر كس اطاعتم كند، او را به بهشت بشارت مىدهم.
١٠٧. مسند ابن حنبل به نقل از حذيفه: در يكى از كوچههاى مدينه از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «من محمّد و احمد و حاشر[١] و مُقَفّى[٢] و پيامبر رحمت هستم».
[١] حاشر، در اين جا يعنى اين كه مردم بر دين او محشور مىشوند( النهاية: ج ٤ ص ٢٥).
[٢] مقفّى در اينجا يعنى پيامبرى كه در پى همه پيامبران آمده و پيامبر ديگرى پس از او نمىآيد( النهاية: ج ٤ ص ٩٤)