پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١ - ١/ ٢ پيشگويى انبياى پيشين
النَّبِيِّينَ ميثاقُهُ مَشهورَةً سِماتُهُ.[١]
... تا آنكه خداوند عز و جل محمّد، فرستاده خويش، را براى تحقّق وعده خود و تمام كردن جريان پيامبرى، برانگيخت و اين در حالى بود كه از پيامبران، عهد گرفته شده بود و نشانههايش مشهود بود.
در روايتى ديگر از امير مؤمنان، ابن عبّاس و قتاده، درباره تبيين اين ميثاق آمده:
إنَّ اللّهَ أخَذَ الميثاقَ عَلَى الأنبِياءِ قَبلَ نَبِيِّنا أن يُخبِروا امَمَهُم بِمَبعَثِهِ ونَعتِهِ ويُبَشِّروهُم بِهِ ويَأمُروهُم بِتَصديقِهِ[٢].
خداوند، از پيامبران پيش از پيامبر ما پيمان گرفته كه امّتهايشان را از بعثت و وصف ايشان، مطّلع سازند و آمدن او را بشارت دهند و مردم را وا دارند كه او را تصديق كنند.
قرائن فراوانى نيز حكايت مىكند كه شمارى از پيامبران، آمدن پيامبر خاتم را بشارت دادهاند.
به هر حال، از نگاه قرآن، مشخّصات پيامبر خاتم به گونهاى روشن در كتب آسمانى آمده بود، تا آن جا كه اهل كتاب، ايشان را همانند پسران خود مىشناختند:
«الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ؛[٣]
كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى] دادهايم، همان گونه كه پسران خود را مىشناسند، او (محمّد) را مىشناسند، و مسلماً گروهى از ايشان، حقيقت را نهفته مىدارند و خودشان [هم] مىدانند».
گفتنى است كه اگر در ادّعاى قرآن، مبنى بر بشارت كتب آسمانى بر نبوّت
[١] نهج البلاغة: خطبه ١.
[٢] ر. ك: ص ٢٨ ح ٣.
[٣] بقرة: آيه ١٤٦.