پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣ - حديث
١٠. التوحيد در مناظره امام رضا عليه السلام با پيروان اديان و عقايد مختلف: رأس الجالوت گفت: چگونه نبوّت محمّد را ثابت مىكنى؟
امام رضا عليه السلام فرمود: «موسى بن عمران و عيسى بن مريم و داوود عليهم السلام، جانشينان خداوند عز و جل در روى زمين، به نبوّت او شهادت دادهاند».
رأس الجالوت گفت: ثابت كن كه موسى بن عمران، چنين چيزى گفته است.
امام رضا عليه السلام فرمود: «اى يهودى! مىدانى كه موسى عليه السلام به بنىاسرائيل سفارش كرد و فرمود:" در آينده، پيامبرى از برادران شما خواهد آمد. او را تصديق كنيد و به سخنانش گوش دهيد". اگر از خويشاوندى اسرائيل با اسماعيل و نسبى كه از جانب ابراهيم عليه السلام با يكديگر دارند، اطّلاع دارى، آيا فرزندان اسرائيل، برادرانى غير از فرزندان اسماعيل داشتهاند؟».
رأس الجالوت گفت: اين، سخن موسى است و ما آن را رد نمىكنيم.
امام رضا عليه السلام فرمود: «آيا از برادران بنىاسرائيل، پيامبرى غير از محمّد صلى الله عليه و آله براى شما آمده است؟».
گفت: نه.
امام رضا عليه السلام فرمود: «نه اين است كه چنين مطلبى در ميان شما حقيقت دارد؟».
گفت: چرا؛ اما دوست دارم آن را از تورات براى من بيان كنى.
امام رضا عليه السلام فرمود: «آيا انكار مىكنى كه تورات به شما مىگويد: نور، از جانب طور سينا آمد و از كوه ساعير، براى مردم پرتو افكند و از كوه فاران، براى ما آشكار شد؟».
رأس الجالوت گفت: اين جملات را مىدانم؛ امّا تفسير آنها را نمىدانم.
امام رضا عليه السلام فرمود: «من به تو مىگويم. امّا اين كه مىگويد: نور از جانب طور سينا آمد، مقصود از آن نور، وحى خداى تبارك و تعالى است كه خداوند، در كوه طور سينا بر موسى عليه السلام نازل فرمود، و اين كه مىگويد: در كوه ساعير براى مردم پرتو افكند، مقصود، همان كوهى است كه وقتى عيسى بن مريم عليه السلام روى آن بود،
خداوند عز و جل به او وحى فرستاد، و اين كه مىگويد: از كوه فاران براى ما آشكار شد، مقصود، كوهى است از كوههاى مكّه كه ميان آن كوه و مكّه، يكى دو روز راه است.
به گفته خود تو و يارانت، شعياى نبى، در تورات گفته است: دو سواره ديدم كه زمين براى آنها درخشيد: يكى سوار بر الاغى بود و ديگرى، سوار بر اشترى. آن الاغسوار كيست و آن اشترسوار، چه كسى؟».
رأس الجالوت گفت: نمىدانم. تو مرا از آن دو آگاه كن.
فرمود: «آن الاغ سوار، عيسى عليه السلام است و آن اشتر سوار، محمّد صلى الله عليه و آله است. آيا منكر چنين چيزى در توارت هستى؟».
گفت: نه. انكارش نمىكنم.
امام رضا عليه السلام سپس فرمود: «آيا حيقوقِ نبى را مىشناسى؟».
گفت: آرى. كاملًا مىشناسمش.
فرمود: «او گفته و كتاب شما نيز گوياى آن است كه خداى متعال، از كوه فاران، بيان را آورد و آسمانها از ذِكر تسبيح احمد و امّت او پُر شد. او سواران خود را در دريا به حركت در مىآورَد، همچنان كه در خشكى نيز. بعد از ويرانى بيت المقدّس، كتاب جديدى (مقصودش قرآن است) مىآورد. آيا اين را مىپذيرى و به آن ايمان دارى؟».
رأس الجالوت گفت: البته اين را حيقوق نبى، گفته است و ما گفته او را انكار نمىكنيم.
امام رضا عليه السلام فرمود: «داوود عليه السلام نيز در زبور خود، كه تو آن را مىخوانى، گفته است:" خدايا! بعد از دوره فترت، آن برپا دارنده سنّت را بفرست". آيا غير از محمّد صلى الله عليه و آله پيامبرى مىشناسى كه بعد از دوره فترت، سنّت را برپا داشته باشد؟».
رأس الجالوت گفت: اين، گفته داوود است و ما آن را قبول داريم و انكارش نمىكنيم؛ ليكن مقصود از او، عيسى عليه السلام است و روزگار او، همان دوره فترت است.
امام رضا عليه السلام فرمود: «پس خبر ندارى كه عيسى عليه السلام با سنّت مخالفت نكرد؛
بلكه تا زمانى كه خداوند او را به سوى خود بالا برد، با سنّت تورات، موافق بود. در انجيل نوشته شده است: پسر آن زن پاكدامن مىرود و پس از او فارقليطا مىآيد و او، بارهاى گران را سَبُك مىكند و هر چيزى را براى شما روشن مىسازد و به حقّانيت من، گواهى مىدهد، همچنان كه من به آمدن او گواهى دادم. من براى شما امثال (نمودها) آوردم و او براى شما تأويل (حقيقت) مىآورد. آيا به اين كه در انجيل آمده، ايمان دارى؟».
رأس الجالوت گفت: آرى. انكارش نمىكنم.