پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥ - حديث
«اى قوم ما! دعوتكنندؤ خدا را پاسخ [مثبت] دهيد و به او ايمان آوريد تا [خدا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و از عذابى پُردرد، پناهتان دهد. و كسى كه دعوتكنندؤ خدا را اجابت نكند، در زمينْ درماندهكننده [ى خدا] نيست و در برابر او دوستانى ندارد. آنان در گمراهىِ آشكارىاند».
حديث
٣١. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در بيان علّت ناميده شدنش به داعى (دعوتگر): و امّا داعى، بدان سبب است كه من مردم را به دين پروردگارم عز و جل دعوت مىكنم.
٣٢. امام على عليه السلام: خدا رحمت كند انسانى را كه حُكم (فرمان حكيمانهاى) را شنيد و پذيرا شد، و به راه راست فرا خوانده شد و [بدان] نزديك گشت، و كمربند راه نمايى را گرفت و رهايى يافت.
٣٣. امام على عليه السلام: [پيامبر صلى الله عليه و آله] چشمِ دلِ شخص خردمند است كه با آن، پايان كار خويش را مىبيند و نشيب و فراز آن را مىشناسد. دعوت كنندهاى است كه فرا مىخواند و سرپرستى است كه سرپرستى مىكند. پس دعوتگر را اجابت نماييد و از سرپرست، پيروى كنيد.
٣٤. امام على عليه السلام: منزّهى تو، اى كه آفريدگار و معبودى! تو براى آن كه آفريدگانت از آزمايش تو سربلند به در آيند، سرايى [به نام آخرت] آفريدى و در آن، خوان گستردهاى از آشاميدنى و خوردنى و همسران و خدمتكاران و كاخها و نهرها و كشتزارها و ميوهها قرار دادى. آن گاه، دعوت كنندهاى فرستادى كه به سوى اين سرا فرا خوانَد؛ اما مردم نه دعوت كننده را اجابت كردند و نه به آنچه آنان را ترغيب كردى، رغبت ورزيدند و نه به آنچه تشويقشان كردى، اشتياق نشان
دادند؛ بلكه به لاشهاى روى آوردند كه با خوردن آن، رسوا گشتند و در دوست داشتن آن، همداستان شدند.