تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٣٣ - مرحله دوم اخباريه جديد
طرفدارانى يافت و بسيارى از فقها در شهرستانهاى مختلف، از آن جانبدارى كردند.
در آن زمان، كار اين گرايش هنوز به افراط نرسيده بود و درگيرى در ميان اخباريان و اصوليان در اواخر همين قرن، پديدار گرديد.[١]
با زمينههايى كه گرايش اخبارى در قرن يازدهم هجرى پديد آورد، دانشمندانى چون علّامه مجلسى، فيض كاشانى و شيخ حرّ عاملى، نيروى خود را بر اخبار و روايات، متمركز كردند و در تدوين كتابهاى حديث يا شرح و تفسير آثار حديثى، تلاشهاى چشمگيرى از خود، نشان دادند و جوامع حديثى ارزشمندى مانند الوافى، وسائل الشيعة و بحار الأنوار و شرحهايى بر كتب اربعه، همچون روضة المتقين، مرآة العقول و ملاذ الأخيار، و صدها كتاب حديثى كوچك و بزرگ ديگر در اين دوره به رشته نگارش در آمد.
اين نهضت حديثى، در قرن دوازدهم نيز به راه خود ادامه داد و دهها تن از دانشمندان شيعه كه بسيارى از شاگردان علّامه مجلسى، شيخ حرّ عاملى، فيض كاشانى و ... بودند، همچون گذشته، توجّه به حديث را در دستور كار خود قرار دادند و كتابهاى متعدّدى را در زمينه حديث و شرح حديث و يا علوم حديثى، تأليف نمودند كه نمونههاى آن، در فصلهاى دوم تا چهارم خواهد آمد.
اخباريگرى، از دهههاى نخستين قرن دوازدهم، بر همه مراكز علمى شيعه در ايران و عراق غلبه كرد و به مدّت چند دهه، فقه شيعى را در انحصار خود داشت و آنچنان رشد كرد كه در طىّ قرن دوازدهم، عدّه بسيارى از دانشمندان بزرگ شيعه، اخبارى بودند. از آن جملهاند:
سيّد نعمة اللَّه بن عبد اللَّه جزايرى (م ١١١٢ ق)
محمّد بن محمّد محسن، معروف به علم الهدى كاشانى (م ١١١٥ ق)
[١]. روضات الجنّات، ج ١، ص ١٣٤- ١٣٥ و ١٣٧؛ مقدّمهاى بر فقه شيعه، ص ٥٩.