تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ١٧٣ - ٢ - ٣ فقه الحديث(شرح و مفهوم شناسى حديث)
١. عرضه محتواى حديث بر قرآن و سنّت قطعى؛
چنان كه پيامبر اكرم، ضمن ايراد خطبهاى در مِنا فرموده است:
أيُّها الناسُ مَا جَاءَكم عَنِّى يُوافِقُ كتابَ اللَّه فَأنَا قُلْتُهُ وَ مَا جَاءَكُمْ يُخالِفُ كتابَ اللَّهِ فَلَمْ أقُلْهُ.
اى مردم! آنچه [به نقل] از من به شما مىرسد كه موافق كتاب خداست، من آن را گفتهام و آنچه به شما مىرسد كه مخالف كتاب خداست، من آن را نگفتهام.
٢. تحقيق درباره شأن صدور حديث و آنچه در فهم معناى آن دخالت دارد؛
٣. توجّه به اين كه الفاظ حديث از معصوم عليهم السلام است يا نقل به معنا صورت گرفته است؛
٤. توجّه به اين كه آيا حديث، حمل بر ظاهر مىشود يا مراد، چيز ديگرى است (حديث محكم است يا متشابه)[١]
؛ ٥. شناخت عام و خاص، و مطلق ومقيّد احاديث؛[٢]
٦. شناخت ناسخ و منسوخ احاديث؛
٧. آگاهى از اين كه آيا حديث، حمل بر تقيّه مىشود يا نه.[٣]
از اين رو، در راستاى فهم احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام، شرح و
[١]. محكم، حديثى است كه در دلالت بر الفاظ خود، احتمال ديگرى را نمىپذيرد. نيز گفتهاند: محكم، آن است كه دلالتش روشن است. در صورت اوّل، نص و در حالت دوم، نص و ظاهر را در برمىگيرد.
متشابه، بر خلاف محكم، احتمال معانى ديگر در آن هست و شامل ظاهر، مؤوّل و مُجمل است.
[٢]. عام، حكمى است كه شامل همه افراد خود مىشود، گرچه در موردى خاص وارد شده باشد. خاص، در اصطلاح محدّثان، حكمى است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله يا ديگر معصومان عليهم السلام درباره يك گروه مشخّص يا يك فرد معيّن، وارد شده است و آنان را به سبب داشتن صفت، عمل و يا عقيدهاى كه مورد رضاى شارع نيست، نكوهش كرده است، و اين نكوهش به ذات آنان يا قوم و قبيلهشان ارتباط ندارد، و اين با اصطلاح اصوليان، تفاوت دارد.( تلخيص المقباس، ص ٢٥٤).
[٣]. ر ك: تلخيص مقباس الهداية، على اكبر غفارى، ص ٢٤٧- ٢٦٥.