تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٦٢ - رابطه بابيت و بهائيت با تاريخ حديث شيعه
محمّد باب و يا اقدس حسينعلى نورى، امر جديد را دين جديد و قضاى جديد را به قضاوت جديد طبق دين جديد تفسير كرده و عبارت «يهدم ما قبله» را نابودىِ اديان پيشين دانسته است. حال آن كه وقتى اين روايات در كنار احاديث ديگر قرار گيرد، معناى آن به خوبى روشن مىشود و به دست مىآيد كه كتاب جديد، يا قرآنى است كه توسّط امام على عليه السلام گردآورى شد و حاوى تفسير و تأويل نيز هست و يا صحيفه اختصاصى امام است، مشتمل بر وظايف امامت ايشان، چنان كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
إن لكلٍّ واحد منّا صحيفة فيها ما يحتاج إليه أن يعمل به فى مدّته فإذا انقضى فيها ممّا امر به عرف أنّ أجله قد حضر.[١]
قضاى جديد نيز، يعنى داورى بدون طلب بيّنه (گواه) و امر جديد، كشتار گسترده گردنكشان و ستمگران جهان است كه بر مردم گران خواهد آمد. انهدام امور قبل از ظهور به دست امام مهدى عليه السلام، نسخ شريعت و نابودى دين نيست؛ بلكه از بين بردن بدعتها و رسوم باطل است، چنان كه در دعاى ندبه مىخوانيم.
رشتهاى ديگر از تلاشهاى مذبوحانه بابيان و بهاييان، انكار معجزات پيامبران الهى است كه ميرزا ابوالفضل گلپايگانى، مروّج مذهب باب و بها، در كتاب فرائد، به آن دامن زده است.
امام خمينى رحمه الله در اين باره مىگويد:
نكته انكار كردن كرامات و معجزات توسّط ابوالفضل گلپايگانى، اين بود كه چون دست باب و بها از آن كوتاه بود و آنها مردمى بودند كه از اشخاص عادى هم كمتر بودند- چنان كه كتاب آنها و كلمات آنها كه در دست است و مباحثه باب با نظام العلماى تبريزى كه در تواريخ محفوظ است، مطلب را روشن مىكند-، از اين
[١]. الكافى، ج ١، ص ٢٨٣، ح ٤.