تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٦١ - رابطه بابيت و بهائيت با تاريخ حديث شيعه
٤. سيوطى در الدرّ المنثور به نقل از عايشه از پيامبر خدا روايت كرده كه فرمود:
قولوا خاتم النبيين و لا تقولوا لا نبىّ بعده.[١]
در پاسخ بهاييان بايد گفت: با وجود برهانهاى محكم در اثبات خاتميت، چنين جملهاى از عايشه، با فرض صدور نيز هيچ اعتبارى ندارد و در برابر نص، قرار دارد.
٥. امام على عليه السلام فرموده است:
أنا أمير المؤمنين، و يعسوب المتّقين، و آية السّابقين، و لسان الناطقين، و خاتم الوصيّين و ....[٢]
بهاييان مىگويند: اگر بنا به گفته عالمان شيعه، لفظ خاتم النبيّين، به معناى آخرين پيامبر باشد كه پس از آن ديگر پيامبرى نيايد، ناچار، خاتم الوصيّين هم به معناى آخرِ اوصياست كه پس از او وصىّ ديگرى نبايد بيايد.
در پاسخ، بايد گفت: معناى خاتم الوصيّين، اين است كه پس از امام على عليه السلام، وصىّ پيامبر ديگرى نخواهد بود و اين نكته منافاتى با وصايت امامان ديگر ندارد؛ زيرا آنان نيز وصىّ پيامبر اسلاماند، نه وصىّ پيامبر ديگر.
٦. يقوم القائم بأمرٍ جديدٍ و كتابٍ جديدٍ و قضاءٍ جديدٍ على العرب شديدٌ ليس شأنه إلّا بالسيف لايستنيب أحداً و لا تأخذه لومةُ لائمٍ.[٣]
٧. عن عبد اللَّه بن عطا، قال: سألت ابا جعفر الباقر عليه السلام فقلت: إذا قام القائم بأىّ سيرة يسير فى النّاس فقال عليه السلام: يهدم ما قبله كما صنع رسول اللَّه و يستأنف الإسلام جديداً.[٤]
نويسنده بهايى، بر اساس توهّم خويش، كتاب جديد را در تأييد كتاب بيان على
[١]. الدرّ المنثور، ج ٦ ص ٦١٨.
[٢]. مختصر البصائر، ص ٣٤، بحار الأنوار، ج ٥٣، ص ٤٨، ح ٢٠.
[٣]. بحار الأنوار، ج ١٣، ص ١٩٥.
[٤]. بحار الأنوار، ج ٥٢، ص ٣٥٢، ح ١١٢.