تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٦٠ - رابطه بابيت و بهائيت با تاريخ حديث شيعه
أما ترضى أن تكون منّى بمنزلة هارون من موسى إلا أنّه لا نبىّ بعدى.[١]
٢. و نيز روايت شده كه پيامبر خدا به على عليه السلام فرمود:
أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلا أنّه لا نبىّ بعدى.[٢]
به توهّم بهائيان، معناى «لا نبىّ بعدى» و نيز «خاتم النبيين» در قرآن كريم، چنان نيست كه مسلمانان پنداشتهاند و آيات قرآن و احاديث، به هيچ وجه بر عدم تجديد شريعت، دلالت نمىكند. بايد گفت كه صراحت آيات قرآن و تواتر رواياتى كه بيانگر خاتميت نبوّت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله است، راه هر نوع ادّعاى بىاساسى را تا ابد، بسته است. با مراجعه به كتابهاى مربوط به اصول عقايد، اين حقيقتْ روشن مىشود.
٣. از اهل سنّت روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
أنا آخِر الأنبياء و مسجدى هذا آخِر المساجد.[٣]
آن گاه مىگويند:
... با توجّه به قسمت اخير حديث (مسجدى هذا آخِر المساجد)، اگر آخر به معناى خاتمه باشد، پس مسجد پيامبر هم خاتمه مسجدهاست.
جدا از اينكه اين حديث را از نظر سند و شأن صدور، بايد بررسى كرد، قسمت اخير حديث، تعيين نوع مسجد است و نظر به مسجد خاصّى ندارد و شامل تمام مساجد اسلامى مىشود. چنانكه اگر مىفرمود: قرآن من، آخرين كتاب آسمانى است، همه نسخههاى قرآن را كه در جهان اسلام منتشر شده است و از اين پس انتشار خواهد يافت، در بر مىگرفت. از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
انَّ اللَّه ختم بنبيّكم النبييّنَ فلا نبىّ بعده أبداً و ختم بكتابكم الكتبَ فلا كتاب بعده أبداً.[٤]
[١]. بحار الأنوار، ج ٢١، ص ١٠، ح ٥.
[٢]. بحار الأنوار، ج ٣٦، ص ٣٣١، ح ١٩٠.
[٣]. صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٠١٣، ح ٥٠٧.
[٤]. الكافى، ج ١، ص ٢٦٩ ح ٣.