تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٢٨٥ - قرن سيزدهم
داشته، از كتاب نقد الرجال، منتهى المقال، و كتابهاى رجالى ديگر، به علاوه اصطلاحات خاص فيض در الوافى و علّامه مجلسى در بحار الأنوار، به ترتيب حروف آغازين آنها، در اين كتاب، گزارش كرده است.[١]
به همراه منظومه نخبة المقال مؤلّف، به سال ١٣١٣ ق، چاپ شده است.[٢]
١٢٦. نخبة المقال فى علم الرجال، از سيّد حسين بن محمّد رضا بروجردى.
ارجوزهاى است در ١٣١٣ بيت، در شناخت راويان حديث. اين منظومه به نام زبدة المقال نيز به چاپ رسيده است. مؤلّف، راويان مجهول و عدّهاى از علماى معاصر خود را در آن، ذكر نكرده است از اين رو، على عليارى تبريزى (م ١٣٢٧ ق)، منظومهاى با عنوان منتهى الآمال در تتميم آن، تدارك ديده است. وى، علاوه بر آن، شرحى را با عنوان بهجة الآمال براى زبدة المقال و منتهى الآمال، در پنج مجلّد، نوشته است. اين شرح با تصحيح هداية اللَّه مسترحمى، در سال ١٣٦٤ ش، توسّط منظمة الثقافة الإسلامية در ايران، چاپ شده است.[٣]
١٢٧. الرجال، از مرتضى بن محمّد امين انصارى (١٢١٤- ١٢٨١ ق).[٤]
مؤلّف، در
[١]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٢١، ص ٣١١( ش ٨٣٥٣).
[٢]. الذريعة، ج ٢١، ص ١١( ش ٣٦٩٦).
[٣]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٢١، ص ٣١٠( ش ٨٣٥٣)؛ الذريعة، ج ١٢، ص ٣٤ و ج ١٠، ص ١١٢؛ معجم المطبوعات العربية فى ايران، ص ٢٨٤.
[٤]. وى از نوابغ اسلام و احياگران فقه و اصول و مرجع اعلاى شيعه پس از صاحب جواهر( م ١٢٦٦ ق) است كهنزد پدرش محمّد امين، عمويش حسين انصارى و ديگر عالمان بزرگ، از جمله سيّد محمّد مجاهد، شريف العلماء مازندرانى و كاشف الغطاء درس خواند و سرانجام، در نجف اشرف، اقامت گزيد. او در مسجد هندى به تدريس مىپرداخت و بيش از چهارصد نفر از محضر او كسب فيض مىكردند. شيخ انصارى، قبل و بعد از مرجعيت، با تواضع و زهد شديد زندگى مىكرد( أعيان الشيعة، ج ١٠، ص ١١٧؛ مصفّى المقال، ص ٤٥٥؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ٦٥٤).