دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩
٣ / ٦
كمك جستن از خدا
٢٩٨٠.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: بار خدايا! آرزوها به كَرَم تو بسته است . پس با خشم و ناخشنودى ات [از من] ، بندهاى آنها را قطع مكن.
٢٩٨١.امام على عليه السلام ـ از مناجات ايشان در مسجد جُعفى ـ: معبود من! اگر عمل من در كنار طاعت از تو ناچيز است ، امّا آرزوى فراوان به لطف اميد بخش تو بسته ام. معبود من! چگونه از درگاه تو محروم بازگردم ، در حالى كه همه گمانم به بخشندگى تو آن است كه مرا مورد مهر خويش قرار دهى و كامياب ، بازَم گردانى؟ معبود من! نوميدىِ نوميدان را بر گمان نيكم به تو چيره نگردانيده ام . پس، از ميان اميدواران ، بر اميد نيك، مُهر بطلان مزن [و مرا نوميد بر مگردان].
٢٩٨٢.امام زين العابدين عليه السلام ـ در آنچه به ايشان نسبت داده شده است ـ: معبود من!... تو آن رئوف مهربان نيكوكارِ كريمى هستى كه هر كه را به او رو آورد ، نوميد بر نمى گردانَد و آرزومندانش را از درگاهش نمى رانَد. اميدواران ، در بارگاه تو بار مى افكنند و آرزوهاى عطاخواهان ، در ميدان تو توقّف مى كنند. پس آرزوهاى ما را با ناكامى و يأس ، پاسخ مده و جامه هاى نوميدى و يأس بر ما مپوشان.
٢٩٨٣.امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات انجيليه ـ: بار خدايا! ... از تو درخواست مى كنم : از شهادت و گواهى، درست ترين آن را، از عبادت، با نشاط ترينش را... از اعمال، صحيح ترين آنها را، از آرزوها ، مناسب ترينِ آنها را، و از گفتارها ، راست ترين آنها را.
٢٩٨٤.امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات نيازمندان ـ: معبود من! پريشانى مرا ، جز لطف و مهر تو به سامان نمى آورد... و جز فضل تو ، چيزى مرا به آرزويم نمى رساند.