دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥
٢٩٤٧.امام باقر عليه السلام : بار خدايا! اگر هركسِ ديگرى، مردم، تكيه گاه و اميدش باشند ، امّا من، تكيه گاه و اميدم تويى. بهترين عافيت [١] دنيا را قسمت من فرما و مرا به حكم و قضايى كه براى من تقدير كرده اى ، خشنود گردان.
٢ / ٨
بايسته آرزو براى دنيا و آخرت
٢٩٤٨.امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات انجيليه ـ: آقاى من! تو را مى خوانم ، چونان خواندنِ اصرار كننده اى كه از خواندن مولايش خسته نمى شود و به تو التماس مى كنم ، چون التماس كسى كه در دعوايش ، با دليلْ عليه خود اقرار كرده است و در برابرت خاضع گشته ، چونان خضوعِ كسى كه براى دنيا و آخرتش تو را آرزو مى كند . پس رشته اميد مرا قطع مكن.
٢٩٤٩.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان براى رفع اندوه ها ـ: بار خدايا! هركس اعتماد و اميدش به غير تو باشد، براى من، در همه كارها، تو مورد اعتماد و اميدى .
٢٩٥٠.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى روز عرفه ـ: اى بزرگى كه براى هر امر بزرگى به او اميد بسته مى شود! گناه بزرگ مرا ببخشاى ، كه گناه بزرگ را جز بزرگ ، نمى بخشايد .
٢٩٥١.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى روز عرفه ـ: اى اميد من در هر اندوهى، و اى آن كه هر نعمتى دارم ، از تو دارم! ... .
٢٩٥٢.أعلام الدين ـ به نقل از طاووس يمانى ـ: در نيمه هاى شب ، مردى را ديدم كه به پرده كعبه چنگ زده است و مى گويد: {٠ «الا ، اى آن كه در هر نيازى بدو آرزو مى بندند!/ از رنج هايم به تو شِكوه مى كنم . شِكوه ام را بشنو . ٠} {٠ الا ، اى اميد من! تويى گسارنده اندوه من/ پس گناهانم، همه را ببخشاى و حاجتم را برآور ... ٠} {٠ آيا در آتشم مى سوزانى ، اى فرجامينِ آرزوها؟/ پس اميدم به تو چه مى شود، بيمم كجاست؟»! ٠} دقّت كردم . ديدم على بن حسين عليهماالسلام است.
[١] در مصباح المتهجّد، ص ٥٥٥، ح ٦٤٨ به جاى «عافيت»، «عاقبت» آمده است.