دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣
٢٨٠٥.امام صادق عليه السلام : هركس خداى توهّم شده را پرستد ، كافر است . هركس نام ، نه معنا را بپرستد ، كافر است . هركس ، هم نام و هم معنا را بپرستد ، مشرك است . هركس معنا را ، با اطلاق نام ها بر او و با همان صفاتى كه او خودش را به آنها وصف كرده است ، بپرستد و قلباً و در نهان خويش ، بِدان معتقد باشد و زبانش هم در ظاهر ، بِدان گويا باشد ، اينان ، ياران راستين اميرمؤمنان هستند ( / اينان ، همان مؤمنان راستين هستند) .
٢٨٠٦.امام صادق عليه السلام ـ به زنديقى كه از ايشان پرسيد : چگونه بر خلق رواس: خداوند ـ كه ثنايش بزرگ و نام هايش پاك است ـ خود ، [به كار بردن اين ]نام ها را براى مردم ، روا ساخت و آنها را بديشان بخشيد . انسان ، به شخص واحد مى گويد : واحد ، به خدا هم مى گويد : واحد ؛ مى گويد : نيرومند ، به خداوند متعال هم گفته مى شود : نيرومند ؛ مى گويد : سازنده ، به خدا هم گفته مى شود : سازنده ؛ مى گويد : روزى دهنده ، به خدا هم گفته مى شود : روزى دهنده ؛ مى گويد : شنوا و بينا ، به خدا هم گفته مى شود : شنوا و بينا ؛ و مانند اينها . بنا بر اين ، اگر به انسان گفته شود : واحد ، اين براى او يك نام (لفظ) است ؛ ولى انسان شبيه دارد ، به خدا هم گفته مى شود : واحد و اين ، براى او يك نام است ؛ امّا چيزى شبيه او نيست . پس معنا[ى واحد در هر دو مورد ]يكى نيست . نام ها راهنماى ما به صاحب نام هستند ؛ چرا كه ما گاه انسانِ واحدى را مى بينيم ومى گوييم او يك نفر است . پس دانسته شد كه شخصِ انسان ، در معنا واحد نيست ؛ زيرا ، اعضاى گوناگون و اجزاى متفاوت دارد . گوشت او ، غير از خون اوست و استخوانش ، غير از عصبش و مويش ، غير از ناخنش و سياهى اش ، غير از سفيدى اش . همچنين اند ديگر مخلوقات . انسان ، در اسم واحد است و در نام و معنا و خلقت ، واحد نيست ؛ امّا درباره خداوند ، هر گاه واحد گفته شود ، او حقيقتاً واحد است و واحد و يكتايى جز او نيست ؛ چرا كه در او ، گوناگونى [و اجزاى مختلف ]نيست . او ـ تبارك و تعالى ـ شنوا و بينا و نيرومند و عزّتمند و حكيم و داناست . پس بلندمرتبه است خداوند كه بهترينِ آفرينندگان است .