دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٣
٢ / ٣ ـ ٢
توحيد در ربوبيّت
الف ـ خداوندگارى جز او نيست
٢٧٥٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى خدا! معبودى جز تو نيست ؛ يكتايى و بى انباز . معبودى جز تو نيست . تو خداوندگارِ خداوندگارانى ، مالك بندگانى ، صاحب گذشت و مجازاتى . به پروردگارى ات كه در آن بى همتايى ، از تو درخواست مى كنم كه به قدرتت ، مرا از آتش ، آزاد گردانى .
٢٧٥٩.امام على عليه السلام ـ بخشى از خطبه ايشان درباره توحيد ـ: به آنچه آفريد ، علم داشت و آنچه را علم داشت ، آفريد . نه آنچه را به درستى آفريده ، با انديشه و علمى حادث بوده است و نه آنچه را نيافريده ، به سبب آن بوده كه دست خوش شك [و شبهه ]شده باشد ؛ [١] بلكه [آنچه آفريد ، بر اساس] حكم محتوم و دانشى استوار [و بدون شك و خطا] ، و فرمانى استوار بوده است . او در خداوندگارى ، يكتاست و يكتايى را ويژه خود گردانيده است .
٢٧٦٠.امام على عليه السلام ـ بخشى از خطبه ايشان در صفّين ـ: جز اين نيست كه من و شما ، بندگانِ مملوك خداوندگارى هستيم كه جز او خداوندگارى نيست و او بر ما چنان مالكيتى دارد كه ما خود بر خويش ، آن مالكيت را نداريم .
٢٧٦١.امام صادق عليه السلام : خدا ، غايتِ كسى است كه او را غايت قرار داده است و مغيّا غير از غايت است . در خداوندگارى ، يكتاست و خويشتن را به نامحدودى ، وصف كرده است .
٢٧٦٢.امام هادى عليه السلام ـ در دعا ـ: اى آن كه در خداوندگارى ، يگانه و در يكتايى ، منحصر به فرد است . اى كسى كه روز به نام او روشن شده و نورها به واسطه او درخشيدن گرفته اند .
[١] آنچه را آفريده و به درستى آفريده ، از همان ازل ، وجه صحّت آن را مى دانسته است ، نه اين كه با انديشيدن به آن دست يابد و اگر چيزى را نيافريده است ، به خاطر اين بوده كه مصلحت را در نيافريدن آن مى دانسته است ، نه اين كه در آفريدنش شكّ و شبهه اى داشته باشد .