دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩
٢٩٣٥.امام عسكرى عليه السلام ـ از دعايى كه به يك زندانى آموخت ـ: بار خدايا! تويى فريادرس و تكيه گاه من، و تويى نگهدار و اميد من . مرا آرزويى جز تو و اميدى جز تو نيست .
٢ / ٤
آرزوى نهايى دوستداران
٢٩٣٦.امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات شيفتگان ـ: اى آرزوى دل هاى مشتاقان، و اى غايتِ آرزوهاى شيفتگان! محبّت به تو و محبّت به دوستدارانت و محبّت و علاقه به هر كارى كه مرا به مقامِ قُرب تو مى رساند ، از تو درخواست مى كنم و از تو مى خواهم كه خودت را از هر آنچه غير از توست ، نزد من محبوب تر گردانى و محبّت مرا به خودت ، راهبَر [من] به سوى خشنودى ات، و شوقم را به تو ، مانعِ [من] از نافرمانى ات قرار دهى.
٢ / ٥
نهايت آرزوها
٢٩٣٧.امام زين العابدين عليه السلام ـ از مناجات ايشان ـ: آيا مرا با آتش مى سوزانى ، اى غايت آرزوها! / پس اميدم چه مى شود؟ پس شيدايى ام كجاست؟!
٢٩٣٨.امام زين العابدين عليه السلام ـ از مناجات ايشان ـ: معبودا، سرورا، و اى اميد غايى من! ... .