دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣
٢ / ١ ـ ٢
تفسير توحيد
٢٧١٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر چيزى نسبتى (صفتى و هويّتى) دارد و نسبت خداوند [سوره ] «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» است . [١]
٢٧١٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى يكتا ، آشكارش در نهان اوست ، و نهان او در آشكارش . آشكارش موصوفى است ناديدنى ، و نهانش موجودى است كه مخفى نيست . در همه جا حضور دارد و هيچ جايى طرفة العينى از وجود او خالى نيست . حاضر است ؛ امّا محدود [به جا و مكانى ]نيست ، و غايب است ؛ امّا ناپديد نيست .
٢٧١٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدا ، هم واحد است ، هم معناى واحد دارد و انسان ، واحد است ؛ امّا دو معنايى است : جسم و جان ، و بدن و روح . [٢]
٢٧١٨.امام على عليه السلام ـ در توصيف خداوند سبحان ـ: غير از او ، هر آنچه نام «يك» به خود گيرد ، اندك (بى مقدار) است .
٢٧١٩.امام على عليه السلام ـ درباره اين گفتار مؤذّن كه : «أشهد أن لا اله إلا: اعلامِ اين نكته است كه شهادت دادن [به يگانگى خدا] ، جز با شناخت قلبى خداوند ، روا نيست . انگار مى گويد : مى دانم كه معبودى جز خداوند عز و جلنيست و هر معبودى جز خداوند عز و جل بر باطل است ، و به اين معرفت قلبى ام كه معبودى جز خدا نيست ، با زبان خويش نيز اعتراف مى كنم ، وگواهى مى دهم كه از خدا ، جز به خدا پناه نمى توان برد ، و از شرّ هر شرورى و فتنه هر فتنه گرى ، جز به كمك خدا نجات نمى توان يافت . «أشهد ان لا اله إلاّ اللّه » ، معناى دومش اين است كه : گواهى مى دهم كه هدايتگرى جز خدا نيست و راهنماى من به دين ، فقط خداست ، و خدا را گواه مى گيرم كه : گواهى مى دهم معبودى جز خدا نيست و ساكنان آسمان ها و ساكنان زمين و هر آنچه را كه در آنهاست ، از فرشتگان و مردم ، همه ، و آنچه را كه در زمين است ، از : كوه ها و درختان و جنبندگان و وحوش ، و هر تَر و خشكى را گواه مى گيرم كه : گواهى مى دهم آفريدگارى جز خدا نيست، و روزى ده ومعبود وزيان بخش و سودرسان و گيرنده و گشاينده و دهنده و بازدارنده و راهنما و بسنده و شفادهنده و پيش و پس افكننده اى جز خدا نيست . آفريدن و تدبير [عالم ]مختصّ اوست و همه خوبى ها در دست اوست . بلندمرتبه است خدا ، كه پروردگارِ جهانيان است .
[١] ملاّ صالح مازندرانى ، در شرح اين حديث اصول الكافى ، كه حمّاد از امام صادق عليه السلام درباره «قل هو اللّه أحد» پرسيده و امام عليه السلام پاسخ داده است : «قل هو اللّه أحد» ، نسبت خداست «الكافى : ج ١ ص ٩١) ، نوشته است : مراد ، صفات ذاتى و تنزيهى خداوند است كه بر مردمان فرو فرستاده تا مردم با آنها ، خدا را بشناسند و او را از ساير موجودات ، تشخيص دهند (شرح اُصول الكافى : ج ٣ ص ١٣٨) .[٢] يعنى خداوند ، هم واحد عددى است ، هم واحد حقيقى و بسيط من جميع الجهات و تركيب ، به هيچ نحوى از انحاى آن ، در او راه ندارد ، در حالى كه انسان ، موجودى ثَنَوى و دو بُعدى و مركّب از جسم و جان ، و بدن و روح است .