دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣
٢٦٣٥.امام على عليه السلام : ناتوانى از درك ادراك (حقيقت خدا) ، خود ، ادراك است . [١]
٢٦٣٦.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان ـ: {٠ چگونگى انسان را انسان درك نمى كند / چه رسد به [درك ]چگونگى جبّار ازلى ٠} {٠ او كسى است كه موجودات را از هيچ آفريد / پس چگونه موجود حادث ، او را درك كند؟ ٠}
٢٦٣٧.فاطمه عليهاالسلام : ستايش ، خداوندى را كه از هر مخلوقى در پرده شد [و اجازه نداد ]او را به حقيقت ربوبيت و قدرت وحدانيت ببيند . از اين رو ، ديدگان او را درنيافته اند .
٢٦٣٨.امام حسن عليه السلام : خِردها و ره يافته هاى ذهنى آنها ، و انديشه ها و خطورات آنها ، و مغزها و اذهان آنها ، [٢] صفت [و چگونگى] او را درك نمى كنند تا كه گفته شود : چه وقت بوده؟ از چه آغاز شده؟ بر چه آشكار گشته؟ در چه نهان است؟ و چيزى را فروگذار نكرده تا كه گفته شود : چرا فروگذارش كرده است؟
٢٦٣٩.امام حسين عليه السلام : از خِردها در نهان است ، چونان كه از ديدگان ، پنهان است .
٢٦٤٠.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان در روز عرفه ـتو آنى كه دست انديشه ها از رسيدن به ذات تو كوتاه است و فهم ها از [شناخت ]چگونگى تو ناتوان اند و ديدگان ، جاى تو را درنمى يابند .
٢٦٤١.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان در نماز شب ـ: اوصاف در تو گم مى شوند ، و نعمت ها در ساحت تو از هم فرو مى پاشند ، وانديشه هاى دقيق در عظمت تو حيران مى گردند .
[١] اين روايت ، ضمن اشاره به اين كه حقيقت خداوند متعال ، قابل درك نيست ، به اين نكته مهم نيز اشاره مى نمايد كه اگر انسان به اين نقطه از معرفت برسد و بفهمد كه حقيقت حضرت حق ، قابل ادراك نيست ، خود ، دستيابى به معرفت خداست ، شبيه آنچه در دعا آمده است كه : «ولم تجعل للخلق طريقاً إلى معرفتك إلاّ بالعجز عن معرفتك» .[٢] ظاهراً اين سه جمله ، عطف تفسيرى است .