دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧
٢٦١٦.امام على عليه السلام : افكار [١] به او دسترس ندارند تا در نتيجه ، او را [چون] جسم پندارند ، و ديدگان او را در نمى يابند تا در نتيجه ، پس از انتقال آنها [از او به چيزى ديگر ]ديگرگون شوند . . . . نگاه چشم ها از ديدن او ناتوان ، و [دست ]افكار خلايق از رسيدن به وصف او كوتاه است .
٢٦١٧.امام على عليه السلام : ديدگان ، از شكوه عظمتش ، به او نمى رسند ؛ زيرا حجاب هايى ميان خود و آنها زده است كه [ديدگان ]نمى توانند در اين حجاب هاى سِتَبر و متراكم ، نفوذ كنند ، و براى ديدن صاحب عرش از پرده هاى استوار ويژه او بگذرند ، خدايى كه همه كارها از خواست او ناشى شده اند .
٢٦١٨.فاطمه عليهاالسلام ـ در توصيف خداوند پاك ـ: خدايى كه ديدگان ، او را نمى توانند ديد و زبان ها از وصفش عاجزند و از رسيدن به چگونگى اش ناتوان اند .
٢٦١٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! تو خداوندگارى بزرگى ، چندان كه هيچ يك از آفريده هايت نمى توانند مانع تو شوند . تو مى بينى و ديده نمى شوى ، و در عالى ترين چشم انداز هستى [و نگاه ها به تو نمى رسند] ، و آخرت و دنيا ، از آنِ توست ، و زندگى و مرگ ، در دست توست ، و پايان و بازگشت به سوى توست . از اين كه بلغزيم و سرافكنده شويم ، به تو پناه مى بريم .
[١] وهم ، در اين جا به معناى پندار يا گمان يا اعتقاد مرجوح نيست ؛ بلكه به معناى انديشه و گذشتن چيزى از خاطر است .