دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨
مى گيرد . محبّتى كه زاييده معرفت باشد ، با عنايت به اوامر و نواهى الهى و جايگاه انسان در نظام آفرينش و نيز توأم با خشيت و رغبت است و انسان را به همه ارزش هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى و ترك ضدّ ارزش ها دعوت مى نمايد .
بخش دوم : نقش خداشناسى در زندگى اجتماعى
خداشناسى ، به دليل اين كه زيربناى ارزش هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى است ، اصلى ترين پايه هاى جامعه نمونه انسانى نيز هست . به همين جهت ، نمى توان از جامعه اى كه خدا را باور ندارد ، انتظار داشت ارزش هاى انسانى و در رأس آنها عدالت اجتماعى را رعايت نمايد . لذا امام رضا عليه السلام درباره فلسفه خدا پرستى مى فرمايد : لِعِلَلٍ كَثيرَةٍ ، مِنها أنَّ مَن لَم يُقِرَّ بِاللّه ِ عز و جل لَم يَتَجَنَّب مَعاصِيَهُ ، و لَم يَنتَهِ عَنِ ارتِكابِ الكَبائِرِ و لَم يُراقِب أحَدا فيما يَشتَهى و يَستَلِذُّ مِنَ الفَسادِ وَ الظُّلمِ . . . . [١] به علّت هاى بسيار ؛ يك علّت آن كه به خدا اقرار نكند ، از نافرمانى او نپرهيزد و از ارتكاب گناهان كبيره باز نَايستد و هيچ كس را در آنچه از تباهى [و ستم ]دوست مى دارد ، نپايد . بى ترديد ، استقرار ارزش هاى اخلاقى در جامعه ، بدون زيربناى مذهبى و اعتقاد به خدا امكان پذير نيست . اگر جهان ، بى شعور و بى هدف باشد و عادل و ظالم ، و نيكوكار و بدكار ، همه با مرگ به يك نقطه مى رسند ، با كدام دليل مى توان جامعه را به رعايت ارزش هاى والاى انسانى ، عدالت خواهى ، ايثار و مبارزه با
[١] ر . ك : ص ١٤ ح ٢٥٧٢ .