دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٩
٢٩٥٦.امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات انجيليه ـ: بار خدايا! به نام و ياد تو سخنم را مى آغازم و با سپاس گزارى از تو ، برآورده شدن خواهشم را مى طلبم و در همه احوالم بر تو توكلّ مى كنم و تنها آرزويم تويى . پس مرا در آرزوهايم، نامراد مكن .
٢٩٥٧.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان در نماز شب ـ: اين بنده، كردارش اندك و آرزويش بزرگ است. رشته هاى اتّصال از دستم خارج گشته است ، مگر آن رشته اى كه رحمت تو وصلش بدارد و زنجيره هاى آرزوها در من گسسته است ، مگر زنجيره بخشايش تو كه بدان ، چنگ آويخته ام.
٢٩٥٨.امام صادق عليه السلام ـ در دعايى كه جهت از بين رفتن فقر به يكى از ياران: خدايا! تو، تويى (هيچ كس چون تو نمى تواند بود) . هر اميدى جز اميد به تو ، قطع مى شود و هر آرزويى جز آرزوى تو ناكام مى شود . اى تكيه گاه آن كه تكيه گاهى ندارد! مرا تكيه گاهى جز تو نيست . در كار من ، گشايشى و راه خروجى قرار ده و از آن جا كه گمانش را دارم و ندارم ، روزى ام ده.
٢٩٥٩.امام صادق عليه السلام ـ در دعاى بعد از نماز عشاء ـبار خدايا! ... مرا از اين حال و روز كه دلْ تنگم كرده و صبرم را بُريده و چاره اى برايم باقى نگذاشته و قدرتم به آن نمى رسد و از توانم خارج گشته و اميد و چشمداشتم به مخلوق ، قطع شده و به ناچار نزد تو آمده ام، تو خود ، كفايتم كن.