دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩
١ / ١ ـ ١
معناى «اله»
٢٨١٠.امام على عليه السلام ـ در دعا ـ: تو ـ اى معبود من ـ ، آن مالكى هستى كه بر پادشاهان ، پادشاهى و قدرتمندان در برابر هيبت تو خاكسارند و دوستان به فرمان تو گردن نهاده اند و به واسطه الوهيّتت ، داراى شكوه و نعمتى .
٢٨١١.امام على عليه السلام : آن كه به ذاتش شناخته شود ، خدا نيست . او با دليل ، به سوى خود ، دلالت مى كند و با شناخت ، به خود ، رهنمون مى شود .
٢٨١٢.امام على عليه السلام : خدايا! تو كسى هستى كه آمرزيدن گناهان و زدودن غم و رنج ها بر تو سخت نيست . . . ؛ زيرا تو آن جاويدانِ مهربانى هستى كه جامه ربوبيت در پوشيده اى و در الوهيّت ، يگانه اى و از زمان و مكان داشتن ، وارسته اى و هيچ وصف كننده اى ، تو را محدود به چگونگى نيافت .
٢٨١٣.امام حسن عليه السلام ـ در پاسخ اين پرسش كه : گاه انسان ، مطلبى را مى ش: گاهى هم انسان چيزى را فراموش مى كند و دوباره يادش مى آيد . علتش آن است كه روى دل هر فردى يك قوطىِ در باز وجود دارد ، و چون مطلبى بشنود ، آن مطلب ، داخل آن قوطى مى افتد ، و هر گاه خداوند بخواهد آن را از ياد او ببرد ، درِ قوطى را مى بندد ، و هر گاه بخواهد آن را به يادش آورد ، درِ قوطى را باز مى كند! و اين ، خود ، دليل بر اُلوهيت (وجود خدا) است .
٢٨١٤.امام زين العابدين عليه السلام : بار خدايا! ستايش ، تو راست ، اى پديدآورنده آسمان ها و زمين ، اى بافرّ و ارج ، اى خداوند خداوندان ، اى معبود هر معبود ، [١] و اى آفريننده هر مخلوق! .
٢٨١٥.امام باقر عليه السلام : اله ، به معناى كسى است كه خلايق ، از درك چيستى و چونى او به واسطه حس يا وهْم ، درمانده اند ؛ چرا كه او خود ، پديدآورنده وهْم ها و آفريننده حس هاست .
[١] در معناى اين بند از حديث ، چنين نيز گفته اند : اله ، يا به معناى مالك و صاحب تأثير و تصرّف در آفريدن و فرمان روايى است كه در اين صورت ، «اله» يعنى مالك و «مألوه» يعنى مملوك . پس معناى عبارت ، چنين مى شود : «اى مالك هر مملوكى! » و يا به معناى عبوديت است كه در اين صورت ، اله ، به معناى معبود است و «مألوه» يعنى كسى كه داراى «اله» است . و معناى عبارت چنين مى شود : «اى معبود هر صاحب معبودى!» .