جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٨ - نقد و بررسى
متظاهر به جبر، مضروب و مجروح شود براى ضارب درخواست مجازات كرده و او را فرد مجرم مى شناسد كه با آزادى و اختيار خود به آن جرم دست زده است و حال آن كه بر اساس علم ازلى خدا (روى مسلك جبرى گرى) ضارب بيچاره، جز ترسيم و عينيت بخشيدن به علم خدا كارى صورت نداده و او تحت تأثير عامل مرموزى به نام «علم پيشين خدا» دست به جنايت زده است.
٣. كسانى كه علم ازلى خدا را مايه جبر شمرده و انسان را فاقد اختيار مى دانند بايد توجه داشته باشند كه علاوه بر پيامدهاى نادرستى كه اين انديشه دارد و در گذشته آنها را يادآور شديم (بيهودگى بعثت پيامبران، لغو و بى فايده بودن تكاليف، بطلان كيفر و پاداش و...) اشكال مهم ديگرى متوجه آنان مى گردد كه هيچ انسان موحد و خداپرستى (تا چه رسد به متكلمان و صاحب نظران در معارف اسلامى) به آن گردن نمى نهند، و آن اين كه خدا همان گونه كه از ازل بر افعال انسانها عالم و آگاه است، بر افعال خود نيز علم و آگاهى دارد، و در اين صورت اگر علم ازلى مايه سلب اختيار و مجبور بودن فاعل است، بايد خدا را نيز فاعل و آفريدگار مجبور بدانيم (تعالى اللّه عن ذلك علوّاً كبيراً).
از مطالب ياد شده به طور اجمال به دست مى آيد كه علم ازلى خدا هرگز مايه سلب آزادى و اختيار انسان در كارهاى خود نمى باشد.
اكنون وقت آن است كه به تحليل فلسفى آن بپردازيم تا معلوم شود كه اعتقاد به «علم ازلى خدا»(كه هم برهانى و عقلى و هم قرآنى و نقلى است) از نظر عقل هرگز مستلزم مجبور بودن انسان نخواهد بود.
٤. خوشبختانه از نظر تحليل فلسفى شبهه ياد شده، (علم ازلى خدا)