جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧ - ٣ هدايت تشريعى
حضرت على(عليه السلام)در نهج البلاغه است، آنجا كه هدف بعثت پيامبران را يادآور شده چنين مى فرمايد:
«خداوند رسولان و پيامبران خود را در ميان انسانها برگزيد، تا پيمان فطرى انسانها را تجديد نمايند، و نعمت هاى فراموش شده الهى را براى آنان يادآور شوند، و روش هاى صحيح تبليغى را به آنان بازگو كنند و گنجينه هاى افكار و انديشه هاى آنان را برانگيزند، و نشانه هاى قدرت خداوند را در آفرينش انسان و كيهان به آنان بنمايانند».[١]
اين كلام بسيار زيبا و بخصوص اين دو جمله :«ليَستأدُوهُمْ ميثاقَ فِطْرَتهِ وَيُثيروا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ» گوياى اين مطلب است كه هدايت تشريعى مكمّل و متمم هدايت فطرى است.
البته بايد توجه داشت كه هدايت تشريعى در قرآن از اهميت فوق العاده اى برخوردار است كه با هدايت فطرى، قابل مقايسه نيست و اين به خاطر آن است كه:
اوّلاً: قلمرو هدايت فطرى نسبت به هدايت تشريعى محدود است، زيرا بسيارى از بايستى ها و نبايستى ها و دستورات تعالى بخش در ابعاد مختلف زندگى انسان، از افق هدايت فطرى برتر است.
وثانياً: اگر هدايت تشريعى نباشد، هدايت فطرى بدون پشتوانه خواهد بود و در مقابل عوامل مختلف گمراهى كه از درون و بيرون، انسان را به ضلالت سوق مى دهند، فروغى نخواهد داشت.
[١] فَبَعَثَ فيهِمْ رُسُلَهُ، وَواتَرَ إِليْهِمْ أَنْبياءَهُ، لِيَسْتَأْدُوهُم ميثاق فِطرَتِهِ وَيُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتهِ وَيحتجوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبليغ، ويُثيرُوا لَهُمْ دَفائِنَ العُقُول...(نهج البلاغه، خطبه١).