جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣١ - ٥ پيروى از سردمداران تباهى و استكبار
٤. بدعت گذارى در دين
(قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْم وَحَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِراءً عَلى اللّهِ قَدْ ضَلُّوا وَما كانُوا مُهْتَدينَ).[١]
«آنان كه فرزندان خود را از روى نادانى به قتل رساندند و آنچه را خدا براى تأمين نيازهاى زندگى آنها آفريده است بر خود حرام كردند، و حرمت آن را به خدا نسبت دادند زيان كار بوده و از طريق هدايت گمراه گرديدند».
اين آيه ناظر به گروههايى از مشركان است كه دست به عمل بسيار زشت فرزند كشى مى زدند و درباره نعمت هاى الهى و بخصوص برخى از حيوانات نظر خاصى داشتند، استفاده از برخى از آنها را حرام مى دانستند و درباره برخى ديگر ميان مردان و زنان تبعيض قائل مى شدند، و اين برنامه هاى خودساخته را به خدا نسبت مى دادند.[٢]
به هر حال بدعت گذارى در دين از جمله عوامل گمراهى و ضلالت بشمار آمده است.
٥. پيروى از سردمداران تباهى و استكبار
دوزخيان در روز قيامت مى گويند: اى كاش از خدا و پيامبر او پيروى كرده بوديم آنگاه عامل گمراهى خود را چنين بازگو مى كنند:
(رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَكُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلا).[٣]
[١] انعام/١٤٠. [٢] صافات/١٤٩ـ ١٥٨. [٣] احزاب/٦٧.