جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٨ - تنها عزم انسان مخلوق قدرت است
٥. تنها عزم انسان مخلوق قدرت او است
نظريه ديگرى كه در رابطه با حل مشكل جبر ايجاد گرديده است، نظريه اى است كه نويسنده كتاب «المسايره» عنوان كرده است[١] و حاصل سخن وى چنين است:
وى در آغاز اصل اشكال جبر را مطرح مى كند آنگاه نظريه غزالى را در مورد حل اين مشكل نقل كرده و مى گويد:
«اين سخن از عهده حل مشكل جبر برنمى آيد زيرا نهايت چيزى كه مى توان گفت اين است كه نوع خاصى از نسبت، (نسبت قدرت به فعل كه تأثيرى در آن ندارد) مجوز اين شده است كه انسان را كاسب افعال خود بدانيم لكن اگر او هيچ تأثيرى در وقوع فعل ندارد، در اين صورت مجبور و فاقد اختيار مى باشد، و به همين جهت گروهى از محققان اشاعره تصريح كرده اند كه كلام آنان سرانجام به جبر منتهى مى گردد» آنگاه خود به پاسخگويى از اشكال پرداخته مى گويند:
از نظر خرد اشكال ندارد كه ما پاره اى از افعال انسان را مستند به خود او بنماييم و معتقد به اين اصل شويم كه خداوند به خاطر اين كه تكليف بندگان و امر و نهى آنان معقول و صحيح باشد، ايجاد پاره اى از كارها را در اختيار آنان قرار داده است و اين امر سبب نمى شود كه اين افعال از قلمرو قدرت خداوند
[١] لازم به تذكر است كه مطالبى را كه از نويسنده «المسايره» نقل كرده ايم از كتاب «شرح العقيدة الطحاويه» تأليف عبدالغنى حنفى دمشقى اخذ شده است. رجوع شود: ص ١٢٢ـ ١٢٦، كتاب «المسايره» نگارش كمال الدين محمد بن همام الدين معروف به ابن الهمام است كه در سال ٨٦١ درگذشته است و شروحى بر آن نوشته اند.