جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨ - تقدير و سرنوشت عينى موجودات
اين دو آيه با يك بيان كلى به همه پديده هاى جهان آفرينش، نظر كرده و تقدير و سرنوشت عينى آنها را ـ كه همزمان، و همراه با هستى آنها تحقق مى پذيرد ـ يادآور مى شود همان گونه كه در آيه ديگر، همين اصل را چنين بازگو مى نمايد:
(اَلَّذى خَلَقَ فَسَوّى * وَالّذِى قَدَّرَ فَهَدى) (اعلى/٢و٣).
«آفريدگارى كه (هر پديده اى را) آفريد و آن را پبا داشت و اندازه و تقدير ويژه آن را ـ كه از آفرينش و هستى آن جدا نمى شود ـ تعيين كرد و سپس (بر اساس همين تقدير، او را در رسيدن به مقصود خلقت وى) هدايت نمود».
آنگاه در آيات ديگرى اين اصل كلى را در مورد برخى از پديده ها به طور مشخص بيان كرده است.
٣. (وَنَزَّلنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَر فَأَسْكَنّاهُ فِى الأَرْض) (مؤمنون/١٨).
«و آب را از آسمان به اندازه معينى فرو فرستاديم، پس آن را در زمين قرار داديم».
٤.(وَالشَّمْسُ تَجري لِمُسْتَقَر لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ)(يس/٣٨).
«و خورشيد تا وقتى كه زمان سكون و استقرارش فرا رسد، در جريان وحركت است و اين حركت خاص، همان تقدير و سرنوشت خداى عزيز(مقتدر) و دانا است».
يعنى تقدير عينى خورشيد، كه همان حركت خاص (تَجْرى لِمُسْتَقَرّ لَها) آن مى باشد هماهنگ با تقدير علمى و اندازه قبلى آن در علم ازلى خدا