جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢ - ب قَدَر چيست؟
مى فرمايد:
(فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَموات)(فصلت/١٢).
و از آنجا كه حكم قاضى معمولاً استحكام خاصى دارد و لازم الاجراء است حكم او را قضاء و شخص او را قاضى مى نامند.
اگر به مردن انسان در زبان عرب «قَضى» گفته مى شود از اين نظر است كه مرگ در موجودات زنده به صورت يك ناموس طبيعى تغيير ناپذير شناخته شده است.[١]
ب: قَدَر چيست؟
ابن فارس در مورد كلمه قَدَر نيز مى گويد:
ارزش و اندازه هر چيزى را قَدَر و يا قَدْر مى گويند و اگر گاهى در معنى ضيق استعمال مى شود مانند آيه (وَمَنْ قُدِر عَلَيهِ رِزْقُهُ) (طلاق/٧)] كسانى كه از نظر زندگى در فشار و ضيق هستند[ براى اين است كه اين افراد، امكانات كم و محدودى در اختيار دارند.[٢]
راغب اصفهانى نيز در بيان معناى اين دو واژه(قضاء و قدر) مطالبى را بيان نموده است كه تفاوت چندانى با آنچه از «مقاييس» نقل گرديد، ندارد و اگر چه در عبارتهاى اين دو دانشمند لغت شناس تفاوتهايى ديده مى شود، ولى هر دو، گوياى يك واقعيت مى باشند.[٣]
[١] المقاييس، ج٥، ص ٦٣. [٢] المقاييس، ج٥، ص ٦٣. [٣] مفردات راغب، ص ٣٩٥، ٤٠٦.