جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٧ - آزادى معنوى يا اخلاقى و آزادى فلسفى
حكمرانى داشته باشد و مهمترين عاملى است كه ميان غرايز خام از يك طرف و تكاليف اجتماعى و دينى و اخلاقى و امثال آنها از طرف ديگر، اعتدالى ايجاد نموده و در نتيجه مى تواند كارهاى صادره از انسان را موافق خواسته هاى «من» كه مولود نظارت او است اختيارى جلوه دهد.[١]
اختيار يك پديده بسيط نيست، بلكه داراى مراتب است زيرا تسلط و نظارت «من» در افراد انسانى بسيار مختلف است در هر فرد اين پديده شديدتر و قوى تر است نيروى اختيار او بيشتر است و كمتر تحت عوامل مكانيكى درونى و بيرونى قرار مى گيرد غفلت از اين نكته موجب گره خوردگى زيادى در مسأله جبر و آزادى بوده است آنان كه مى خواهند اختيار را نفى كنند آن را به طور كلى نفى مى كنند و طرفداران مكتب اختيار يك حقيقت بسيط را اثبات مى كنند.[٢]
نقد و بررسى
آزادى معنوى يا اخلاقى و آزادى فلسفى
بايد توجه داشت كه آنچه مورد بحث ما است آزادى و يا جبر فلسفى است نه آزادى و جبر معنوى و اخلاقى، در كتاب «جبر و اختيار» نيز اين مسأله از دو زاويه مورد بحث قرار گرفته است.
١. از ديدگاه قوانين طبيعى.
[١] مدرك قبل، ص ٨٥.؟؟؟؟ [٢] همان مدرك، ص ٩٢.