جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٥ - مراحل سه گانه حيات انسان
هر دو شعبه چهره هاى سرشناسى به عنوان پيشگامان و رهبران اين مكتب به شمار مى روند سرشناس ترين چهره در شعبه الهى اين مكتب «كى ير كيگارد» ) Kegard)مى باشد كه از وى به عنوان پدر فلسفه اصالت وجود جديد ياد مى شود. ممكن است مذهب «شلينگ» را در باب آزادى انسان به عنوان ريشه پيدا شدن و گسترش مذهب اصالت وجود مورد توجه قرار داد ولى به سختى مى توان او را اصالت وجودى خواند، ولى «كى ير كيگارد» متفكر برجسته اصالت وجودى است.
وى در سال ١٨١٥تولد يافت و در آغاز به واسطه تربيت پدرش شديداً تحت تأثير مذهب قرار گرفت و روزگارى از احساس گناه، در عذاب بود و در جوانى بر ضد آموخته هاى خود قيام كرد و از مسيحيت بيزار گشت. روزگارى راه و رسم بدبينى پيش گرفت و كوشيد از هر چيزى كه ممكن است، بهره گيرد در سال ١٨٣٦ اخلاقش دگرگون شد و به دنبال اين واقعه در سال ١٨٣٨ دوباره به مسيحيت روى آورد بعدها اين صحنه ها را به عنوان مراحل قابل تشخيص و به عنوان امكانات وجود انسانى تعميم بخشيد، بنابراين وى تجربيات شخصى خود را به صورت «مكتب وجودى» مطرح كرد.[١]
مراحل سه گانه حيات انسان
نامبرده بر اساس تجربيات شخصى ياد شده حيات انسان را بر سه مرحله استوار مى داند كه به عنوان «ديالكتيك اصالت وجودى» به شمار مى روند:
[١] فلسفه معاصر، فصل دهم، والوجودية والغثيان: محمد جواد مغنيه، ص ١٧.